محمدرضا سعیدی، مدیرعامل شستا در جریان هفتمین نمایشگاه تخصصی نفت و گاز، صنعت انرژی ایران را یک «اکوسیستم تطبیقی پیچیده» توصیف کرد که نیازمند عبور از نگاه سنتی و قراردادهای کوتاهمدت است. وی با تأکید بر اینکه بزرگی شرکتها دیگر تضمینکننده موفقیت نیست، بقای این صنعت را در گرو شکلگیری شبکههای همکاری، یادگیری مداوم و همتکاملی میان سازندگان، سرمایهگذاران و کارفرمایان دانست. سعیدی همچنین تبدیل شدن ایران به هاب منطقهای خدمات فنی و مهندسی را مشروط به رفع گسستهای ارتباطی و ایجاد اعتماد متقابل میان تمامی ذینفعان اعلام کرد.
ماهیت پیچیده صنعت انرژی و ضرورت تغییر نگاه
محمدرضا سعیدی در تحلیل ساختار فعلی صنعت نفت، گاز و پتروشیمی، این حوزه را فراتر از یک بازار ساده توصیف کرد و آن را یک «اکوسیستم تطبیقی پیچیده» نامید. بر اساس دیدگاه مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا)، نگاههای سنتی که صرفاً بر حجم سرمایه یا ابعاد فیزیکی شرکتها تمرکز دارند، دیگر پاسخگوی نوسانات و شرایط متغیر دنیای امروز نیستند. در این اکوسیستم مدرن، موفقیت حاصل عملکرد جزیرهای نیست، بلکه نتیجه مستقیم همکاری شبکهای و توانایی انطباق سریع با محیط است. بازیگران این عرصه دیگر فقط نقشهای ثابت تولیدکننده یا سرمایهگذار را ایفا نمیکنند، بلکه به عنوان عناصر زنده یک سیستم پویا عمل میکنند که رفتار هر یک از آنها بر سرنوشت کل مجموعه تأثیر میگذارد.
بقا در گرو یادگیری و تبدیل تحریم به فرصت
مدیرعامل شستا روابط موجود در این صنعت را غیرخطی دانست و تأکید کرد که حتی تغییرات کوچک میتواند اثرات بزرگی بر بقای کل صنعت داشته باشد. سعیدی با اشاره به تجربه کشورهای پیشرفته صنعتی مانند آلمان و ایالات متحده آمریکا، خاطرنشان کرد که توسعه آنها تنها محصول شرکتهای غولپیکر نبوده است. این موفقیت ریشه در شکلگیری یک شبکه درهمتنیده از شرکتهای کوچک و متوسط، دانشگاهها و نهادهای تنظیمگر دارد که همگی با یکدیگر تکامل یافتهاند. در همین راستا، وی تحریمها و نوسانات بازار را نه لزوماً یک تهدید، بلکه پتانسیلی برای تبدیل شدن به «موتور نوآوری» معرفی کرد؛ البته این امر مشروط بر آن است که سرعت یادگیری اکوسیستم انرژی کشور از سرعت تغییرات محیطی بیشتر باشد.
آسیبشناسی روابط فعلی: گسست در شبکه ارتباطی
سعیدی در بخش دیگری از سخنان خود به چالشهای بنیادین صنعت پرداخت و تصریح کرد که مشکل اصلی، کمبود توان مهندسی یا فنی نیست. چالش واقعی در «گسست شبکه ارتباطی» میان بازیگران نهفته است. فضای بیاعتمادی بین سازندگان و کارفرمایان، فقدان افقهای بلندمدت برای سرمایهگذاری و شکلگیری رقابتهای مخرب و غیرهمافزا، انرژی سیستم را مستهلک کرده و آن را وارد رفتارهای فرسایشی میکند. این گسست باعث میشود سازنده بدون حمایت کارفرما رشد نکند و کارفرما نیز بدون داشتن تأمینکننده قدرتمند، امنیت عملیاتی نداشته باشد.
استراتژی جدید: حرکت به سوی شراکتهای پایدار
راهکار برونرفت از وضعیت فعلی، تغییر پارادایم از «قراردادمحوری کوتاهمدت» به سمت «رابطهمحوری بلندمدت» است. مدیرعامل شستا بر ضرورت اشتراکگذاری دادهها و دانش فنی، تشکیل کنسرسیومهای تخصصی برای توزیع ریسک و پذیرش شکست به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری تأکید ورزید. در یک اکوسیستم تطبیقی، هدف نهایی حذف کامل ریسک نیست، بلکه تمرکز باید بر افزایش تابآوری و توانایی بازیابی سیستم پس از شوکهای وارده باشد. تنها در صورت تقویت اعتماد و شفافیت است که ساخت داخل از یک پروژه مقطعی به یک فرآیند تکاملی و پایدار تبدیل خواهد شد.
چشمانداز منطقهای و نقش تفکیکی بازیگران
سعیدی با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیک ایران و دسترسی به بازارهای بکر همسایه مانند عراق و ترکمنستان، فرصت تبدیل شدن کشور به «هاب منطقهای تجهیزات و خدمات فنی» را کاملاً در دسترس دانست. با این حال، تحقق این هدف نیازمند همتکاملی هوشمندانه تمام اجزای سیستم است. وی در پیامی تفکیکشده وظایف هر گروه را مشخص کرد: سازندگان به عنوان سلولهای نوآور، سرمایهگذاران به عنوان تأمینکنندگان انرژی رشد، کارفرمایان به عنوان تنظیمکنندگان جهت تقاضا و سیاستگذاران به عنوان معماران محیط زیستِ این کسبوکار باید نقش خود را به درستی ایفا کنند. در نهایت، برنده نهایی در این میدان کسی نیست که بزرگتر است، بلکه مجموعهای است که سازگارتر، یادگیرندهتر و شبکهایتر عمل میکند.
***
اظهارات مدیرعامل شستا نشاندهنده یک چرخش استراتژیک در ادبیات مدیریتی بنگاههای بزرگ اقتصادی کشور از نگاه «پروژهمحور» به نگاه «اکوسیستممحور» است. تأکید بر مفاهیمی همچون تابآوری، یادگیری سازمانی و توزیع ریسک در قالب کنسرسیوم، پاسخی منطقی به شرایط تحریمی و نوسانات اقتصاد ایران محسوب میشود. این رویکرد بیانگر آن است که توسعه صنعتی بدون اصلاح زیرساختهای نرمافزاری (مانند اعتماد متقابل و روابط بلندمدت) حتی با وجود تزریق سرمایه و تکنولوژی نیز محقق نخواهد شد. موفقیت این دیدگاه در گرو آن است که سیاستگذاران بتوانند محیطی امن برای گذار از رقابتهای مخرب به همکاریهای همافزا فراهم آورند.
