طرح ملی «اتصال» (طاها) با محوریت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و حمایت راهبردی بانک توسعه تعاون، الگوی سنتی پرداخت تسهیلات اشتغال را به مدل کارآمد «تامین مالی زنجیره ارزش» تغییر داده است. این راهبرد نوین با تمرکز بر مناطق کمتر برخوردار و محصولاتی نظیر پوشاک، انجیر و گیاهان دارویی، به جای پولپاشی انفرادی، بر اتصال ساختاری تولیدکنندگان خرد به صنایع مادر و بازارهای مصرف متمرکز است. در این اکوسیستم، بانک توسعه تعاون نه صرفاً به عنوان یک وامدهنده، بلکه در مقام حامی مالی زنجیره، ریسک نکول را کاهش داده و مسیر عبور از خامفروشی به ایجاد ارزش افزوده پایدار را هموار کرده است.
تغییر پارادایم از وامدهی جزیرهای به توسعه یکپارچه زنجیره ارزش
سیاستگذاریهای اشتغال در اقتصاد ایران طی دهههای گذشته، همواره از عارضه «نگاه جزیرهای» و تمرکز صرف بر پرداخت وامهای خرد رنج برده است؛ رویکردی که اغلب به بدهکار شدن بیکاران منتهی میشد. طرح «اتصال» یا همان طرح طاها، پاسخی ساختاری به این چالش تاریخی است که با هدفگذاری دقیق بر پیوند دادن حلقههای مفقوده تولید طراحی شده است. بر اساس مستندات و اسناد بالادستی، این طرح تلاش میکند تا تولیدکنندگان خرد و خانگی را که در انزوای اقتصادی به سر میبرند، از طریق مکانیزمهای هوشمند به بنگاههای پیشران، صنایع تکمیلی و بازارهای تضمینشده متصل کند. در این مدل، تزریق نقدینگی دیگر هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری است که تنها در صورت شکلگیری زنجیره واقعی تولید، فرآوری و فروش، فعال میشود.
بانک توسعه تعاون؛ گذار از صندوقداری به معماری مالی تولید
نقشآفرینی بانک توسعه تعاون در طرح اتصال، فراتر از تعاریف کلاسیک بانکداری در ایران است و یک تحول ماهوی را در نظام تامین مالی توسعهای به نمایش میگذارد. در این ساختار نوین، بانک دیگر یک نهاد منفعل توزیعکننده منابع نیست، بلکه به عنوان پشتیبان هوشمند زنجیرههای منتخب عمل میکند. منابع مالی به جای اینکه به صورت پراکنده به افراد پرداخت شود، در خدمت کل فرآیند از تامین مواد اولیه تا فروش نهایی قرار میگیرد. این متدولوژی باعث میشود که ریسک عدم بازپرداخت تسهیلات (NPL) به شدت کاهش یابد، زیرا وامگیرنده (تولیدکننده خرد) دیگر دغدغه فروش محصول را ندارد و در یک ساختار تضمینشده فعالیت میکند؛ موضوعی که پاشنه آشیل بسیاری از طرحهای اشتغالزایی پیشین بوده است.
پایلوت موفق گلستان؛ احیای صنعت پوشاک با حذف واسطههای غیرضروری
تجربه عملیاتی طرح اتصال در شرق استان گلستان و به طور خاص در شهرستان گالیکش، نمایی روشن از کارکرد صحیح این الگو را ارائه میدهد. بررسیهای میدانی و بازدیدهای امیرهوشنگ عصارزاده، مدیرعامل بانک توسعه تعاون، آشکار ساخت که مانع اصلی رشد کارگاههای خانگی پوشاک در این منطقه، کمبود نقدینگی نبود، بلکه فقدان دسترسی به بازار و سلطه واسطهها بود. استراتژی مداخله در این منطقه بر سه رکن حمایت مالی هدفمند، سازماندهی در قالب تعاونیها و ایجاد کانالهای فروش مستقیم بنا شد. این رویکرد موجب شد تا درآمد واقعی دوزندگان و تولیدکنندگان خرد افزایش یابد و اشتغال ناپایدار خانگی به یک کسبوکار ساختارمند و متصل به بازار تبدیل شود.
سیستان و بلوچستان؛ مبارزه با خامفروشی از طریق تامین مالی زنجیرهای
در استان استراتژیک سیستان و بلوچستان، طرح اتصال بر مزیتهای بومی کشاورزی نظیر حنا، خرما، انبه و گیاهان دارویی متمرکز شده است تا با فقر ساختاری مقابله کند. چالش دیرینه این منطقه، خروج محصولات باارزش به صورت خام و بدون هیچگونه فرآوری بوده است که ارزش افزوده را نصیب دلالان خارج از استان میکرد. مدل مالی پیادهسازی شده توسط بانک توسعه تعاون در این جغرافیا، تقویت حلقههای میانی زنجیره یعنی بستهبندی و فرآوری را هدف قرار داده است. با این حال، گزارشهای تحلیلی هشدار میدهند که موفقیت نهایی در این استان پهناور، نیازمند مدیریت متمرکز و بازارسازی حرفهای است تا محصول نهایی با استاندارد مطلوب به دست مصرفکننده برسد.
نجات طلای سیاه پلدختر؛ استراتژی مداخله در بازار انجیر
عارضهیابی دقیق زنجیره ارزش انجیر در شهرستانهای پلدختر و معمولان، پرده از یک واقعیت تلخ اقتصادی برداشت؛ کیفیت بالا در کنار سود پایین برای کشاورز. مشکل اصلی در این قطب تولید، فقدان زیرساختهای پس از برداشت و نبود صنایع تبدیلی بود که موجب میشد محصول به صورت فله و بدون هویت تجاری عرضه شود. طرح اتصال در این منطقه، منطق مداخله خود را بر تغییر این وضعیت بنا کرده است. نقش نهاد مالی در اینجا، تامین سرمایه برای تاسیس واحدهای سورتینگ، بستهبندی و برندسازی است. این اقدام باعث میشود که باغداران به جای فروش محصول پای درخت به دلالان، جزئی از یک سیستم ارزشآفرین باشند که سود نهایی را عادلانهتر توزیع میکند.
رازیانه رزن؛ ظرفیت صادراتی معطل مانده در نبود صنایع تبدیلی
شهرستان رزن به عنوان یکی از قطبهای اصلی تولید رازیانه در کشور، مثال دیگری از ضرورت اجرای طرح اتصال است. گزارشهای کارشناسی نشان میدهد که علیرغم حجم بالای تولید، بهرهبرداران به دلیل نبود صنایع فرآوری مدرن و ضعف در بازاریابی بینالمللی، از منافع واقعی این گیاه دارویی محروم ماندهاند. فقدان برندینگ و استانداردهای صادراتی باعث شده تا قدرت چانهزنی کشاورزان در برابر خریداران عمده به حداقل برسد. راهکار طرح اتصال برای این محصول، ایجاد تعاونیهای تخصصی است که بتوانند مدیریت واحدی را بر زنجیره اعمال کنند. حمایت مالی بانک در این بخش، مشروط به ایجاد فرآیندی است که کیفیت و فروش را همزمان تضمین کند و از مازاد عرضه خسارتبار جلوگیری نماید.
تعاونیهای نسل جدید؛ پیشرانهای اجرایی طرح اتصال
یکی از تفاوتهای بنیادین طرح اتصال با برنامههای گذشته، بازتعریف نقش تعاونیها از تشکلهای صوری به بنگاههای اقتصادی چابک و مسئول است. در معماری جدید، تعاونیها نقش ستون فقرات اجرایی را ایفا میکنند و مسئولیت سازماندهی تولید، مدیریت جریان مالی و مذاکره با بازار را بر عهده دارند. اسناد طرح به صراحت بیان میکنند که بدون وجود تعاونیهای توانمند که بتوانند اعتماد اعضا را جلب و قدرت چانهزنی را بالا ببرند، زنجیره ارزش ناقص خواهد ماند. این رویکرد به دنبال توزیع عادلانهتر ثروت و کوتاه کردن دست واسطههای غیرمولد از سفره تولیدکنندگان است.
***
اجرای طرح «اتصال» توسط وزارت تعاون و با بازوی مالی بانک توسعه تعاون، نشاندهنده یک بلوغ نسبی در سیاستگذاریهای اشتغال کشور و عبور از پوپولیسم پولی به سمت توسعه پایدار است. تمرکز بر «زنجیره ارزش» به جای «بنگاه منفرد»، ضریب اصابت تسهیلات را به شدت افزایش داده و از هدررفت منابع کمیاب بانکی جلوگیری میکند. موفقیت این مدل در محصولاتی مانند انجیر و گیاهان دارویی، میتواند الگویی مقیاسپذیر برای سایر مزیتهای نسبی اقتصاد ایران باشد. با این حال، تداوم این موفقیت در گرو نظارت دقیق بر عملکرد تعاونیها و جلوگیری از انحراف منابع به سمت بازارهای غیرمولد خواهد بود.
