محمد آقاجانلو، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات (ومعادن)، در یادداشتی تحلیلی به تبیین الزامات گذر از نگاه ذخیرهمحوری به سمت ارزشآفرینی پایدار در بخش معدن پرداخته است. وی با تاکید بر نقش زیرساختها و تکمیل زنجیره ارزش در تحقق هدف رشد ۱۳ درصدی برنامه هفتم پیشرفت، ثبات قوانین و پیشبینیپذیری محیط کسبوکار را برای جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی ضروری دانست. آقاجانلو همچنین بهرهگیری از مزیت انرژی، ارتقای فناوری، حرکت به سمت صنایع سبز و مشارکت فعال در بازار فلزات راهبردی و فناوریهای نوظهور را مهمترین پیششرطهای تبدیل بخش معدن به پیشران اصلی رشد اقتصاد ملی اعلام کرد.
الزامات شکلگیری زنجیره ارزش و توسعه زیرساختهای معدنی
توسعه صنعتی و اقتصادی بخش معدن کشور در دو دهه گذشته همواره تحت تاثیر میزان تکمیل زنجیره ارزش و تامین زیرساختهای کلیدی قرار داشته است. تجربه طرحهای بزرگ معدنی در مجموعههایی نظیر گلگهر و چادرملو نشان میدهد که کشف ذخایر بزرگ سنگ آهن یا مس به تنهایی ضامن توسعه پایداری نخواهد بود. موفقیت واقعی هنگامی حاصل میشود که اکتشافات اولیه با توسعه همزمان شبکه برق، تامین آب، راههای مواصلاتی، خطوط ریلی و کارخانههای فرآوری همراه شوند. شکلگیری زنجیره ارزش جامع از طریق همکاریهای بینبنگاهی، ادغامهای عمودی و افقی و انعقاد قراردادهای بلندمدت، توانمندی بالایی برای ارزآوری، اشتغالزایی و جهش فناوری در اقتصاد ملی ایجاد میکند.
راهکارهای دستیابی به رشد ۱۳ درصدی و ثبات قوانین
هدفگذاری رشد ۱۳ درصدی بخش معدن در قانون برنامه هفتم پیشرفت، نیازمند تدوین نقشه راه بلندمدت و خروج از تصمیمگیریهای مقطعی است. بخش خصوصی زمانی تمایل واقعی به مشارکت گسترده و سرمایهگذاری قطعی نشان میدهد که ثبات مقرراتی و پیشبینیپذیری در فضای کسبوکار حاکم باشد. تسهیل فرآیندهای اداری و کاهش بروکراسی، انگیزه فعالان اقتصادی را برای اکتشافات عمیقتر و بهکارگیری فناوریهای نوین بهشدت افزایش میدهد. ارزیابی واقعی موفقیت طرحهای معدنی باید علاوه بر میزان تولید، بر مبنای شاخصهای توازن منطقهای، بهرهوری کل و تابآوری اقتصادی انجام پذیرد.
تعادل هوشمندانه میان بهرهوری فناوری و ایجاد اشتغال
سیاستگذاری صنعتی در عرصه معادن نیازمند ایجاد توازن دقیق میان افزایش رقابتپذیری از طریق فناوریهای هوشمند و توسعه اشتغال منطقهای است. استفاده از فناوریهای پیشرفته در واحدهای مدرن تولیدی میتواند حجم تولید و بهرهوری را بهطور چشمگیری ارتقا دهد، اگرچه الزاماً به جذب نیروی انسانی مستقیم بیشتر منجر نخواهد شد. هنر مدیریت ارشد در بخش معدن، هدایت منافع ناشی از توسعه صنایع به سمت آموزش نیروهای بومی، تقویت صنایع جانبی و ارتقای زیرساختهای خدمات محلی در مناطق کمبرخوردار است تا رونق اقتصادی فراگیر محقق شود.
حفظ مزیت رقابتی در صنایع سبز و فلزات راهبردی
بهرهمندی همزمان ایران از منابع غنی معدنی و ذخایر انرژی، یک مزیت رقابتی برجسته در مقایسه با سایر کشورهای معدنی جهان پدید آورده است. اما با توجه به تغییرات شتابان بازار جهانی به سمت صنعت سبز، کاهش انتشار کربن و توسعه خودروهای برقی، این مزیت بدون نوآوری پایدار نخواهد بود. تقاضای جهانی برای فلزات پایه و عناصر راهبردی مورد نیاز در انرژیهای تجدیدپذیر بهسرعت در حال افزایش است. اتخاذ تصمیمهای کلان در زمینه جذب سرمایه، انتقال تکنولوژی و حضور فعال در زنجیره تامین جهانی، زمینه ساز حفظ سهم ایران در بازارهای آینده خواهد بود.
***
رویکرد مطرحشده از سوی مدیریت شرکت سرمایهگذاری توسعه معادن و فلزات نشاندهنده یک تغییر پارادایم اساسی از متکثرسازی ذخایر اولیه به سمت مدلهای ارزشآفرین مبتنی بر دانش و زیرساخت است. بخش معدن کشور برای دستیابی به اهداف برنامه هفتم توسعه، نیازمند تغییر تمرکز از درآمدزایی کوتاهمدت به ایجاد ثبات ساختاری در قوانین و مقررات سرمایهگذاری است. همپیوستگی مزیت انرژی کشور با فناوریهای کمکربن و صنایع فرآوری پیشرفته، موقعیت رقابتی هلدینگهای بزرگ معدنی را در بازارهای منطقه و جهان تحکیم میبخشد. مدیریت هوشمندانه زنجیره تامین و بهرهگیری از فرصتهای صادراتی در حوزه فلزات استراتژیک، تضمینکننده پایداری سودآوری و نقشآفرینی بخش معدن به عنوان پیشران اصلی اقتصاد ملی خواهد بود.