مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در پیامی مستقیم و هشدارآمیز به مردم آمریکا، اعلام کرد که سیاستهای کاخ سفید در حال تبدیل کردن سربازان و منابع مالی آمریکا به «هیزم» جنگی است که اسرائیل برای منافع خود برافروخته است. او با این استعاره، از مردم آمریکا خواست تا اجازه ندهند اسرائیل با جان فرزندان و ثروت ملی آنها، آتش جنگ با ایران را شعلهور نگه دارد. پزشکیان تأکید کرد که تصویر تهدیدآمیز از ایران، یک ابزار تبلیغاتی برای توجیه این سوءاستفاده از قدرت آمریکاست.
ایران در تاریخ معاصر هرگز آغازگر جنگ نبود
رئیسجمهور در نامه خود تأکید کرد که ایران با وجود مزیتهای تاریخی و جغرافیایی، هرگز مسیر تجاوز و توسعهطلبی را انتخاب نکرده است. او خاطرنشان ساخت که ایران حتی پس از تحمل اشغال و تهاجم قدرتهای جهانی و با وجود توانمندیهای نظامی قابل توجه، هیچگاه آغازگر جنگی نبوده است. با این حال، این کشور همواره با قاطعیت و شجاعت کامل، متجاوزان را به عقب رانده و از تمامیت خود دفاع کرده است. مردم ایران هیچ دشمنی با ملتهای دیگر از جمله مردم آمریکا یا اروپا ندارند و فرهنگ ایرانی همواره بین دولتها و مردم تمایز قائل میشود.
تصویر «تهدید» از ایران؛ محصول منافع قدرتمندان
مسعود پزشکیان تصریح کرد که تصویرسازی از ایران به عنوان یک «تهدید»، با واقعیتهای تاریخی و حقایق عینی امروز سازگار نیست. به گفته او، چنین برداشتی محصول امیال سیاسی و اقتصادی قدرتمندان و نیازی برای «دشمنتراشی» است. این دشمنتراشی، فشارها، حفظ سلطه نظامی، تداوم صنعت تسلیحات و کنترل بازارهای استراتژیک را توجیه میکند. بر همین اساس، ایالات متحده بیشترین نیرو و پایگاههای نظامی خود را پیرامون ایران متمرکز کرده است، در حالی که این حضور نظامی خود یک تهدید جدی محسوب میشود و طبیعتاً ایران را به تقویت توانمندیهای دفاعی وامیدارد.
نقطه عطف بیاعتمادی: کودتای 1953 علیه ملت
در این نامه اشاره شده است که روابط ایران و آمریکا در ابتدا خصمانه نبود. نقطه چرخش تاریخی، کودتای 1953 (28 مرداد) بود که یک مداخله غیرقانونی از سوی آمریکا برای جلوگیری از ملی شدن منابع ایران محسوب میشد. این کودتا روند دموکراتیک کشور را مختل کرد و دیکتاتوری را بازگرداند. این اقدام بذر بیاعتمادی عمیقی را نسبت به سیاستهای آمریکا در دل ایرانیان کاشت. این بیاعتمادی با حمایت آمریکا از رژیم شاه، پشتیبانی از صدام حسین در جنگ تحمیلی و اعمال طولانیترین تحریمهای تاریخ، عمیقتر شد.
رشد 3 برابری سواد و پیشرفت فناورانه پس از انقلاب
رئیسجمهور با اشاره به ناکامی فشارها در تضعیف ایران، به دستاوردهای داخلی کشور پرداخت. او تأکید کرد که با وجود تمام فشارها، ایران در بسیاری از حوزهها قویتر شده است. نرخ باسوادی پس از انقلاب 3 برابر شد و از حدود 30 درصد به بیش از 90 درصد رسید. همچنین آموزش عالی به شدت گسترش یافت و پیشرفتهای چشمگیری در فناوریهای نوین حاصل شد. توسعه زیرساختها و بهبود خدمات بهداشتی با سرعتی غیرقابل مقایسه با گذشته، از دیگر حقایق قابل اندازهگیری است که مستقل از روایتهای ساختگی وجود دارند.
آمریکا نیروی نیابتی اسرائیل تا آخرین سرباز آمریکایی؟
پزشکیان این پرسش اساسی را مطرح کرد که کدام منافع مردم آمریکا با جنگافروزی تأمین میشود و آیا تهدیدی عینی از سوی ایران وجود داشته است؟ او این سوال را مطرح کرد که آیا آمریکا به عنوان «نیروی نیابتی اسرائیل» وارد این تجاوز شده است؟ او افزود که آیا حقیقت ندارد اسرائیل با دشمنتراشی از ایران، به دنبال انحراف افکار عمومی از جنایات خود علیه فلسطینیان است؟ در این نامه آمده است که اسرائیل قصد دارد تا آخرین سرباز و آخرین دلار مالیاتدهندگان آمریکایی با ایران بجنگد.
دعوت به شناخت ایران واقعی، فراتر از تبلیغات رسانهای
در پایان نامه، رئیسجمهور از مردم آمریکا دعوت کرد تا به جای توجه به تبلیغات رسانهای هدفمند، با کسانی که به ایران سفر کردهاند سخن بگویند. او از مخاطبان خود خواست به مهاجران موفق ایرانی در برترین دانشگاهها و شرکتهای فناوری غرب نگاه کنند و این واقعیتها را با تصویر تحریفشدهای که از ایران ارائه میشود، مقایسه کنند. وی تأکید کرد که ایران در طول تاریخ متجاوزان بسیاری را دیده که از آنها جز نامی ننگین نمانده، اما ایران همچنان پرافتخار ایستاده است.
***
استراتژی این نامه، استفاده از یک استعاره ویرانگر برای بازتعریف کامل روابط آمریکا و اسرائیل در ذهن مخاطب آمریکایی است. با تشبیه کردن آمریکا به «هیزم» و اسرائیل به «آتشافروز»، پیام از یک مناقشه سیاسی به یک رابطه یکطرفه و مصرفی تبدیل میشود که در آن، یک طرف در حال سوختن برای تأمین منافع طرف دیگر است. این چارچوببندی، مستقیماً احساسات ملیگرایانه و انزواطلبانه بخشی از جامعه آمریکا (مفهوم America First) را هدف قرار میدهد. هدف اقتصادی-روانی این پیام، ایجاد این تصور است که دلارهای مالیاتی و جان سربازان آمریکایی، به جای سرمایهگذاری در داخل کشور، در کوره جنگی بیپایان برای منافع یک قدرت خارجی سوزانده میشود.
این پیام یک آبشار اطلاعاتی و یک مانور تهاجمی در دیپلماسی عمومی است که هدف آن شوک به افکار عمومی و اندیشمندان، نخبگان و مردم آمریکاست. این استراتژی به دنبال آن است که با تلنگر به اتاقفکرهای آمریکا و زیر سؤال بردن منافع واقعی آمریکا در تقابل با ایران، حمایت داخلی از سیاستهای جنگطلبانه را به شدت تضعیف کرده و هزینه سیاسی آن را برای دولت آمریکا بالا ببرد؛ چه بسا از ادامه روند نابخردانه ترامپ و نتانیاهو جلوگیری کنند.
