آیین افتتاح معاملات صندوقهای سرمایهگذاری نقره با حضور رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار در بورس کالا برگزار شد. حجتاله صیدی در این مراسم با تأکید بر برتری ظرفیتهای صنعتی نقره نسبت به طلا، از هدفگذاری برای رساندن حجم معاملات بورس کالا به ارقام 11000 تا 12000 میلیارد تومان در روز خبر داد. وی همچنین نوید راهاندازی ابزارهای نوین ارزی متصل به کالا (بهویژه مس) با همکاری بانک مرکزی را داد که گامی مؤثر در جهت ثبات ارزی و تأمین مالی تولید خواهد بود.
نقشآفرینی بورس کالا در خلق ثروت و توسعه اقتصادی
حجتاله صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار، در مراسم رسمی آغاز معاملات صندوقهای سرمایهگذاری نقره که در تاریخ دوشنبه 1 دی ماه 1404 برگزار شد، به تبیین جایگاه بازارهای کالایی در زنجیره خلق ارزش پرداخت. وی با گریزی به تاریخچه شکلگیری سرمایه، کشف منابع و بهرهبرداری بهینه از آنها را مبنای تولید ثروت توسط بشر دانست و بازارهای مالی و کالایی امروزی را امتداد مدرن همان فرایند تاریخی توصیف کرد. به گفته صیدی، بورس کالا به عنوان یک بستر شفاف و رقابتی، نقشی فراتر از یک بازار ساده دارد و میتواند با ایجاد پیوند مستقیم میان خریداران و فروشندگان، هزینههای مبادله را کاهش داده و فرآیند کشف قیمت را عادلانهتر سازد؛ روندی که خروجی نهایی آن ارتقای کیفیت محصولات، منطقیسازی قیمتها و در نهایت افزایش بهرهوری کلان اقتصادی است.
هدفگذاری برای جهش حجم معاملات روزانه
یکی از محورهای کلیدی سخنان رئیس سازمان بورس، ترسیم افق توسعهای برای حجم معاملات بورس کالا بود. صیدی تأکید کرد که اندازه بازار بورس کالا باید به سطحی مطلوب و همتراز با ظرفیتهای اقتصاد ملی برسد. وی به صراحت اعلام کرد که حجم معاملات در این بازار باید حداقل به تراز بازار اوراق بهادار نزدیک شود و رقمی معادل 11000 تا 12000 میلیارد تومان (همت) در روز را ثبت کند. دستیابی به این حجم از معاملات، نیازمند توسعه زیرساختها و تنوعبخشی به ابزارهاست که با مشارکت فعال نهادهای مالی، کارگزاریها و بازارگردانها امکانپذیر خواهد بود. صیدی نقش این نهادها را در پذیرش ریسک و تسهیل جریان سرمایه حیاتی دانست و موفقیت ابزارهای نوینی همچون صندوقهای نقره را مرهون تلاش شبکه نهادهای مالی برشمرد.
مزیتهای استراتژیک نقره نسبت به طلا
رئیس سازمان بورس در بخش دیگری از اظهارات خود، تحلیلی متفاوت از جایگاه فلز نقره در مقایسه با طلا ارائه داد. اگرچه طلا همواره به عنوان یک دارایی سرمایهای کلاسیک شناخته میشود، اما صیدی با اشاره به کاربردهای وسیع صنعتی نقره در حوزههایی نظیر صنایع برق، الکترونیک و تجهیزات پیشرفته پزشکی، بازار مصرف این فلز را گستردهتر ارزیابی کرد. وی تصریح کرد که همین تقاضای واقعی و صنعتی باعث میشود نقره ظرفیت بالاتری برای خلق ارزش و توسعه سرمایهگذاری نسبت به طلا داشته باشد. تکامل بازار نقره از زمان رونمایی گواهی سپرده در سال گذشته تا راهاندازی صندوقهای سرمایهگذاری امروز، نشاندهنده بلوغ این بازار و اطمینان از تداوم روند توسعهای آن است.
ابزارهای ارزی نوین و پتانسیل بازار مس
حجتاله صیدی علاوه بر نقره، بر اهمیت استراتژیک فلز مس نیز تأکید ورزید. وی با اشاره به جایگزینناپذیری مس و افزایش تقاضای جهانی ناشی از پیشرفت فناوری، بازار این فلز را بسیار پررونق توصیف کرد. خبر مهم رئیس سازمان بورس در این بخش، مربوط به طراحی ابزارهای ارزی متصل به کالا بود. این ابزارها که با همکاری مشترک سازمان بورس و بانک مرکزی در حال شکلگیری هستند، دو هدف عمده را دنبال میکنند: نخست کمک به شفافیت و تعادلبخشی در بازار ارز و دوم، تأمین مالی بنگاههای تولیدی در شرایط تحریم و محدودیتهای بینالمللی. توسعه ابزارهای مالی مبتنی بر مس، میتواند نقش بورس کالا را در تأمین مالی ارزی و ریالی صنایع کشور به طرز چشمگیری پررنگتر کند.
مولدسازی داراییها و چشمانداز بینالمللی
بخش پایانی سخنان صیدی به موضوع مولدسازی داراییهای راکد اختصاص داشت. وی ذخایر شمش طلا و نقره موجود در خزانههای بورس کالا را ظرفیتی عظیم برای ارزشآفرینی دانست که نباید بدون استفاده باقی بمانند. رئیس سازمان بورس معتقد است که کالاهای استاندارد و پذیرفتهشده در بورس کالا، به دلیل برخورداری از زبان مشترک جهانی و شفافیت ذاتی، بهترین بستر برای اتصال بازار سرمایه ایران به بازارهای منطقهای و بینالمللی هستند. او ابراز امیدواری کرد که با گسترش صندوقهای کالایی و ابزارهای مشتقه، مسیر برای توسعه پایدار اقتصاد ایران و تقویت بخش تولید هموارتر شود.
***
رویکرد جدید سازمان بورس در تمرکز بر “ابزارهای مالی کالایی”، یک تغییر ریل هوشمندانه در استراتژیهای بازار سرمایه محسوب میشود. حرکت به سمت داراییهای ملموس مانند نقره و مس که دارای تقاضای صنعتی واقعی هستند، میتواند ریسک سیستماتیک سبد سرمایهگذاری فعالان بازار را کاهش دهد. نکته حائز اهمیت، سیگنال همکاری با بانک مرکزی برای انتشار ابزارهای ارزی-کالایی است؛ این اقدام در صورت اجرا، نهتنها نقدینگی سرگردان را به سمت تولید هدایت میکند، بلکه میتواند به عنوان یک لنگر ثبات برای نوسانات ارزی عمل کرده و پیوند میان “بخش واقعی اقتصاد” و “بازار مالی” را مستحکمتر سازد.
