به گزارش اطلس اقتصاد، تحقق فولاد سبز صرفاً به معنای نصب یک تجهیز جدید یا جایگزینی سوخت در واحد فولادسازی نیست؛ بلکه مستلزم بازطراحی هماهنگ کل زنجیره ارزش، از استخراج سنگآهن تا تولید، مصرف و بازیافت محصول نهایی است. در این رویکرد، کاهش انتشار گازهای گلخانهای باید همزمان با حفظ کیفیت محصول، پایداری تولید، رقابتپذیری اقتصادی و امنیت تأمین مواد اولیه دنبال شود.
در حلقه معدن و فرآوری، کیفیت کنسانتره و گندله نقش تعیینکنندهای دارد. برای تولید گندله مناسب احیای مستقیم، کنترل عیار آهن، سیلیس، آلومینا، گوگرد و فسفر ضروری است؛ زیرا افزایش مواد باطله و ناخالصیها موجب افزایش مصرف انرژی، تولید سرباره بیشتر، کاهش بهرهوری کوره و افزایش هزینههای عملیاتی میشود. توسعه فناوریهای پرعیارسازی، جدایش مغناطیسی، فلوتاسیون، آبگیری و بازیافت آب فرایندی، از اقدامات مؤثر در کاهش شدت مصرف منابع بهشمار میرود.
در بخش احیا و فولادسازی، مسیر احیای مستقیم ـ کوره قوس الکتریکی، بهویژه در کشورهایی که دسترسی نسبی به گاز طبیعی و ذخایر سنگآهن دارند، ظرفیت مناسبی برای کاهش انتشار کربن ایجاد میکند. با این حال، سبز بودن این مسیر به منبع برق، ترکیب گاز احیاکننده، کیفیت گندله و میزان مصرف قراضه وابسته است. جایگزینی تدریجی بخشی از گاز طبیعی با هیدروژن کمکربن یا سبز، در صورت تأمین برق تجدیدپذیر و آب پایدار، میتواند انتشار دیاکسیدکربن را بهطور معناداری کاهش دهد. تجربههایی مانند پروژه HYBRIT در سوئد، امکانپذیری فنی احیای سنگآهن با هیدروژن را نشان دادهاند؛ اما هزینه انرژی پاک، زیرساخت انتقال و مقیاسپذیری همچنان چالشهای اصلی هستند.
در نورد و تکمیل نیز بهینهسازی مصرف برق و آب، بازیافت پوسته اکسیدی و ضایعات، افزایش بازده مواد، کاهش پرت تولید و طراحی محصولات با قابلیت بازیافت، اهمیت بالایی دارد. از منظر مدیریتی، موفقیت در فولاد سبز نیازمند نقشهراه مرحلهای، شاخصهای شفاف کربن، سرمایهگذاری هدفمند، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و هماهنگی عملیاتی میان معدن، گندلهسازی، احیا، فولادسازی و بازار است.