تحلیل عمیق یادداشت علی رسولیان مدیرعامل شرکت فولاد سنگان نشان میدهد که دوران پساجنگ فراتر از بازسازی فیزیکی، یک ویترین ژئوپلیتیک و صنعتی برای بازآفرینی ساختارها و جهش فناورانه صنایع کلیدی است. محور اصلی این رویکرد، لزوم گذار صنایع بزرگ از خامفروشی به زنجیره ارزش بالاتر، هوشمندسازی فرآیندها و بهرهگیری از دیپلماسی اقتصادی فعال برای مقابله با رفتارهای تهاجمی رقبای خارجی در بازارهای هدف است.
ممیزی جامع و تثبیت زنجیره تأمین صنایع مادر
صنایع کلیدی شامل فولاد، پتروشیمی، سیمان و معادن بیشترین آسیب را از اختلال در شبکههای زیرساختی حملونقل و انرژی میپذیرند. این وضعیت ظرفیت تولید ناخالص ملی و ارزآوری کشور را به شدت تضعیف میکند. نخستین گام حیاتی در این راستا، اجرای ممیزی جامع فناوری و عملیاتی برای شناسایی نقاط شکست سیستم صنعتی است. تثبیت زنجیره تأمین مانع از توقف فعالیت بنگاههای تولیدی میشود و بستر لازم را برای بازسازیهای بعدی فراهم میآورد.
تنوعبخشی به شبکه تأمین و توسعه تابآوری اقتصادی
افزایش تابآوری سیستمهای صنعتی مستلزم کاهش وابستگی به منابع محدود و تنوعبخشی به تأمینکنندگان داخلی و منطقهای است. ایجاد پیوندهای تجاری مشترک با شرکای منطقهای، ریسک نوسانات محیطی را کاهش میدهد. از سوی دیگر، حمایت از تأمینکنندگان داخلی در صنایع واسطهای و پاییندستی محرک اشتغال و سرمایهگذاری خواهد بود. کاهش هزینههای لجستیک ریلی، زمینی و دریایی نیز فاکتور تعیینکنندهای در حفظ رقابتپذیری بینالمللی است.
مقابله با دامپینگ رقبا و توسعه دیپلماسی اقتصادی
بازارهای صادراتی پساجنگ به سرعت توسط رقبا تهدید میشوند. کشورهای رقیب با استفاده از استراتژی دامپینگ و عرضه محصولات با قیمت پایین، سهم بازار کشور بحرانزده را تصاحب میکنند. بازگشت به این بازارها نیازمند بازتعریف قراردادهای بلندمدت و توسعه دیپلماسی اقتصادی فعال است. جذب سرمایهگذاری خارجی با تضمین حقوق مالکیت و ثبات قوانین، علاوه بر تأمین مالی، نقش بازدارندگی امنیتی در برابر تنوع بحرانها ایفا میکند.
دیجیتالیسازی و انقلاب هوش مصنوعی در خطوط تولید
سرعت بازیابی صنایع مادر ارتباط مستقیمی با سطح رقابت فناورانه آنها دارد. بکارگیری فناوریهای نوین مانند اینترنت اشیا، سامانههای برنامه ریزی منابع سازمانی و هوش مصنوعی امکان پایش لحظهای فرآیندها را ایجاد میکند. دیجیتالیسازی زنجیره تأمین موجب بهبود تصمیمگیری مدیریتی و کاهش خطاهای عملیاتی میشود. این رویکرد نوسازی، بنگاههای اقتصادی را مجهز به مزیتهای رقابتی جدید برای حضور در بازارهای بینالمللی میکند.
زنجیره ارزش صنایع پاییندستی و رفع چالشهای ساختاری
صنایع پاییندستی پتانسیل بالایی در ایجاد اشتغال سریع و تکمیل زنجیره ارزش بدون خامفروشی دارند. با این حال، بنگاههای کوچک و متوسط با چالش کمبود منابع مالی، مدیریت سنتی و ضعف برندینگ مواجه هستند. سیاستگذاری هوشمند باید بر تأمین مالی هدفمند و اتصال این صنایع به بازارهای بینالمللی تمرکز کند. توسعه همزمان سرمایههای انسانی ماهر و متخصص، رکن اصلی تحقق این تحولات ساختاری در اقتصاد صنعتی است.
***
عبور موفق اقتصاد صنعتی ایران از شرایط پساجنگ نیازمند ترکیب همزمان سرمایهگذاری در زیرساختهای کلان و نوآوریهای فناورانه است. صنایع مادر نظیر فولاد و پتروشیمی برای حفظ بقا و ارتقای توان رقابتی خود، ملزم به ترک استراتژی خامفروشی و حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر هستند. هدایت هوشمندانه منابع مالی به سمت هوشمندسازی خطوط تولید و تقویت صنایع پاییندستی، سرعت بازسازی ساختاری را دوچندان میکند. موفقیت این راهبرد در گرو ثبات قوانین و توسعه دیپلماسی اقتصادی است تا کشور از این دوره حساس به عنوان سکوی جهش صنعتی پایدار بهرهبرداری کند.