سردار اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه، با انتشار پیامی خطاب به رئیسجمهور آمریکا، از عقبنشینی ناوهواپیمابر «جرالد فورد» از دریای سرخ پرده برداشت. وی با اشاره به هراس فرماندهان آمریکایی از توان بازدارندگی رزمندگان یمن، تأکید کرد که این ناو پس از ۱۴ روز سرگردانی، با روایتی ساختگی از منطقه متواری شده است. فرمانده نیروی قدس عاقبت نهایی حضور نظامی ایالات متحده در غرب آسیا را خروجی ناگزیر و فرارگونه توصیف کرد.
افشای هراس نظامی ایالات متحده در گذرگاه بابالمندب
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در واکنش به تحولات اخیر دریایی، موضع قاطعی در قبال حضور نظامی آمریکا در منطقه اتخاذ کرد. سردار اسماعیل قاآنی با اشاره به ناتوانی ناوگروه استراتژیک ارتش آمریکا، اعلام کرد که فرمانده ناو هواپیمابر «جرالد فورد» به دلیل ترس از واکنشهای کوبنده مجاهدان یمنی، جرئت عبور از تنگه راهبردی بابالمندب را نداشته است. این اظهارات نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در آبهای بینالمللی و ناکارآمدی تجهیزات پیشرفته در برابر اراده نیروهای مقاومت است.
ابعاد سرگردانی و فرار تاکتیکی ناوگروه آمریکایی
سردار قاآنی در تشریح جزئیات این رویداد، به دو هفته بلاتکلیفی ارتش تروریست آمریکا در منطقه اشاره کرد. بر اساس اطلاعات ارائه شده، ناو جرالد فورد پس از ۱۵ روز سرگردانی در حاشیه دریای سرخ، در نهایت مجبور به ترک منطقه شد. فرمانده نیروی قدس با طعنه به دونالد ترامپ، خاطرنشان کرد که مقامات کاخ سفید برای پوشش این شکست نظامی، داستانهای ساختگی روایت کردهاند، اما حقیقت ماجرا فرار از ترس قدرت تهاجمی مردم باصلابت یمن بوده است.
تبیین سرنوشت نهایی حضور تروریستی آمریکا در منطقه
بخش پایانی پیام فرمانده نیروی قدس به راهبرد کلان جمهوری اسلامی ایران در قبال حضور بیگانگان اختصاص داشت. سردار قاآنی با تأکید بر اینکه دوران سلطه دریایی و زمینی آمریکا در غرب آسیا به پایان رسیده است، فرار را تنها گزینه باقیمانده برای تمامی نیروهای تروریست آمریکایی دانست. وی تصریح کرد که مقاومت منطقه اجازه نخواهد داد که ناوهای متجاوز به راحتی در مسیرهای مواصلاتی استراتژیک تردد کنند و امنیت منطقه تنها با خروج کامل اشغالگران تأمین خواهد شد.
***
عقبنشینی ناوهای پیشرفته آمریکایی از معابر استراتژیکی مانند بابالمندب، پیامدهای عمیقی بر هزینه ترانزیت انرژی و کالاهای جهانی دارد. ناتوانی ناو جرالد فورد در تأمین امنیت عبور و مرور برای منافع واشنگتن، عملاً به معنای شکست پروژههای ائتلافسازی دریایی و افزایش حق بیمه کشتیهای تحت حمایت غرب است. از منظر اقتصاد سیاسی، این رویداد نشاندهنده انتقال کنترل گلوگاههای تجاری به بازیگران بومی مقاومت است که میتواند توازن قیمت نفت و گاز را در بازارهای جهانی تحت تأثیر قرار دهد. ثبات در دریای سرخ و حذف حضور تحریکآمیز ناوگان خارجی، در درازمدت به نفع کشورهای منطقه و کاهش هزینههای لجستیکی در مسیر شرق به غرب خواهد بود. همچنین، اثبات ناکارآمدی تسلیحات گرانقیمت در برابر بازدارندگی موشکی و پهپادی، بازارهای تسلیحاتی جهان را با بازنگریهای جدی روبرو خواهد کرد.