دکتر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی ایران با طرح پرسشهایی کلیدی به زبان انگلیسی، وزن ژئوپلیتیک تنگه بابالمندب در موازنه قدرت جهانی را به چالش کشید. رئیس مجلس در این موضعگیری هوشمندانه، آمار دقیق ترانزیت نفت، گاز مایع و کالاهای اساسی نظیر غلات و کود را از بازیگران بینالمللی مطالبه کرد. این پرسشها که شرکتهای بزرگ و کشورهای ذینفع در این آبراهه را هدف قرار داده، نشاندهنده تمرکز راهبردی ایران بر نقاط حساس تجارت جهانی انرژی و امنیت غذایی در اوج تنشهای منطقهای سال 2026 است.

سهم حیاتی بابالمندب در شریانهای انرژی و کالاهای اساسی
طرح پرسش درباره میزان عبور محمولههای نفت، گاز مایع، گندم، برنج و کود جهانی از تنگه بابالمندب، پرده از حساسیت بالای این گلوگاه در امنیت غذایی و انرژی جهان برمیدارد. این آبراهه که پیونددهنده دریای سرخ به اقیانوس هند است، مسیری جایگزینناپذیر برای انتقال منابع از شرق به غرب محسوب میشود. هرگونه نوسان یا تغییر در آمار ترانزیت این منطقه، مسیری مستقیم برای تحت تأثیر قرار دادن قیمتهای جهانی کالا و جابهجایی موازنه قدرت در بازارهای بینالمللی ایجاد میکند.
پاسخ به «کوئیز راهبردی»؛ اعداد کلیدی که ائتلاف غربی را نگران میکند
بررسی دادههای سالهای 2024 و 2025 نشان میدهد که این شاهراه کلیدی، حدود 15 درصد از کل تجارت دریایی جهان را بر دوش میکشد. جزئیات این آمارها حاوی پیامهای هشدارآمیز برای ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی است که به ثبات این مسیر برای تأمین زنجیره لجستیک خود وابستهاند:
نفت و محصولات نفتی: حدود 12 درصد از کل نفت حملشده دریایی شامل نفت خام، بنزین و گازوئیل (روزانه میلیونها بشکه) از این نقطه عبور میکند.
گاز طبیعی مایع (LNG): تقریباً 20 درصد از کل تجارت جهانی گاز مایع، عمدتاً از خاورمیانه به سمت اروپا، از این مسیر استراتژیک جریان دارد.
کالاهای عمومی و کانتینری: این تنگه معبر اصلی تجارت بین آسیا و اروپا از طریق کانال سوئز است و 15 درصد از کل حجم تجارت جهانی کالا را پوشش میدهد.
امنیت غذایی و نهادهها: بابالمندب شریان اصلی انتقال غلات بین اروپا، دریای سیاه و کشورهای پرجمعیت آسیا و آفریقاست. همچنین عبور بیش از 30 درصد از صادرات جهانی کود شیمیایی از این نقطه، هرگونه اختلال را به یک بحران جهانی در تولید غذا تبدیل میکند.
شناسایی بازیگران کلیدی و شرکتهای ذینفع در ترانزیت دریایی
تعیین دقیق ذینفعان این تنگه، ابزاری حیاتی برای درک نقشههای نفوذ اقتصادی و میزان وابستگی قدرتها به امنیت این منطقه است:
کشورهای محور: صادرکنندگان صنعتی شرق آسیا (چین، ژاپن، کره جنوبی) برای ارسال کالا به اروپا و کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان، امارات، قطر) برای انتقال انرژی به غرب، وابستگی حیاتی به این مسیر دارند. در مقابل، قدرتهای اروپایی نظیر آلمان، هلند، فرانسه و ایتالیا واردکنندگان اصلی این جریان هستند.
غولهای کشتیرانی و انرژی: شرکتهای بزرگ کانتینری نظیر مرسک (Maersk)، اماسسی (MSC) و سیامای سیجیام (CMA CGM) در کنار غولهای نفتی نظیر آرامکو و قطر انرژی، فعالترین بازیگران این مسیر محسوب میشوند که منافع کلان آنها با ثبات این گلوگاه پیوند خورده است.

***
تنگه بابالمندب به عنوان کاتالیزور قیمت نهایی کالاهای اساسی، نقشی تعیینکننده در تابآوری زنجیره تأمین جهانی دارد. از منظر اقتصاد سیاسی، با توجه به انسدادهای مقطعی در تنگه هرمز در سال 2025، حساسیت این منطقه دوچندان شده است. تشدید زمان و مکانی جنگ در بابالمندب و تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را با شوکی غیرقابل کنترل مواجه کرده و هزینههای حملونقل کانتینری را تا 300 درصد افزایش دهد. این وضعیت، امنیت سرمایهگذاری در ائتلافهای غربی را با بحرانی بیسابقه مواجه خواهد کرد که فراتر از یک تنش نظامی، به معنای فروپاشی اقتصادی در زنجیره ارزش جهانی است.
در این میان، به نظر میرسد چهرههایی نظیر ترامپ که از مدرسه به میز ریاستجمهوری رسیدهاند (او حتی یک روز در هیچ جنگی نبوده!)، باید هشدارهای کهنهسرباز ایرانی که همه عمرش در راه خدمت صرف شده را با دقت مضاعف تحلیل کنند. دکتر قالیباف به عنوان فرماندهای که تجربه عملیاتی دوران دفاع مقدس را با دانش علمی و تجربه مدیریت کلان در مجلس پیوند زده، اکنون از موضع نمایندگی ملت شجاع ایران سخن میگوید. بیتوجهی به این «کوییز راهبردی» و استمرار سیاستهای تنشزا، عواقب و مخاطرات غیرقابل تحملی را برای جهان در پی خواهد داشت که فراتر از توان مدیریت بحران در کاخ سفید است.
