شرکت فولاد سنگان با هدف ایجاد اشتغال پایدار و عزتمند در منطقه سنگان خواف، اجرای مدل پیمانکاری فرعی (SPX) را در دستور کار قرار داده است. در همین راستا تفاهمنامهای میان این شرکت و سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران منعقد شده است. تاکنون ۳۷ کسبوکار مرتبط شناسایی شده و فرآیند تأمین مالی آنها برای اتصال به زنجیره تامین فولاد سنگان آغاز شده است.
اجرای مدل پیمانکاری فرعی برای پیوند بنگاههای کوچک به فولاد سنگان
علی رسولیان، مدیرعامل شرکت فولاد سنگان، بر ضرورت پایداری عملکرد بنگاههای بزرگ اقتصادی از طریق تسری منافع به جوامع بومی تأکید میکند. او مدل پیمانکاری فرعی (SPX) را بهعنوان الگویی کارآمد برای وصلکردن نیازهای کالایی و خدماتی شرکتهای بزرگ به توانمندیهای واحدهای کوچک منطقه معرفی میکند. این رویکرد فرصتهای تولیدی و خدماتی محلی را تقویت میسازد.
شناسایی و تأمین مالی ۳۷ کسبوکار در منطقه سنگان خواف
شرکت فولاد سنگان در چارچوب تفاهمنامه مشترک با سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی، اقدامات عملیاتی خود را آغاز کرده است. در جریان این همکاری، ۳۷ کسبوکار مرتبط در منطقه خواف شناسایی شدهاند و برنامهریزیهای لازم برای تأمین مالی آنها صورت گرفته است. این اقدام زمینه ورود بنگاههای بومی به زنجیره ارزش و تأمین نیازهای فولاد سنگان را فراهم میکند.
تغییر الگوی اشتغال از استخدام مستقیم به توانمندسازی و کارآفرینی
توسعه منطقهای در این مدل به جای اتکای صرف به استخدام مستقیم در کارخانه، بر پایه کارآفرینی مستقل و ارتقای جایگاه اجتماعی مردم بومی شکل میگیرد. عدم توجه به محیط پیرامونی در بلندمدت فعالیت بنگاههای صنعتی را با چالشهای متعدد مواجه میسازد. هدف اصلی این طرح ایجاد سرمایههای ماندگار شغلی برای نسلهای آینده فراتر از عمر محدود معادن است.
چشمانداز عملیاتیسازی طرح و ایجاد شغل پایدار در خواف
اقدامات انجامشده در منطقه سنگان خواف بهزودی وارد مرحله عملیاتی کامل میشوند. این برنامه جامع علاوه بر تامین بهینه نیازهای شرکت، بستری مطمئن برای رشد کسبوکارهای کوچک و ایجاد شغل عزتمند و پایدار برای ساکنان منطقه فراهم میآورد.
***
اجرای مدل پیمانکاری فرعی (SPX) توسط شرکت فولاد سنگان نشاندهنده گامی راهبردی در راستای ایفا و تحقق مسئولیتهای اجتماعی شرکتی و ایجاد پایداری منطقهای است. پیوند دادن بنگاههای کوچک بومی به زنجیره تأمین بزرگترین واحدهای صنعتی، آسیبپذیری اقتصادهای تکمحصولی متکی بر معدن را کاهش میدهد. این رویکرد هوشمندانه توانمندیهای بومی را ارتقا داده و خطر تعارضات اجتماعی ناشی از بیکاری را در محیط پیرامونی بنگاه حذف میکند. عملیاتی شدن کامل این الگوی نوین میتواند بهعنوان مدل موفق توسعه منطقهای در سایر قطبهای معدنی کشور مورد استفاده قرار گیرد.