بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، تنگه هرمز را «مؤثرترین سلاح» و «تیزترین شمشیر» ایران در برابر هرگونه حمله احتمالی از سوی آمریکا و اسرائیل توصیف کرد. او ضمن هشدار نسبت به وقوع یک «فاجعه اقتصادی» برای جهان در صورت بروز جنگ، بر لزوم برقراری آتشبس فوری تأکید کرد. پیستوریوس همچنین تصریح نمود که با آلمان برای شروع چنین درگیری رایزنی نشده و برلین تمایلی به کشیده شدن به این مناقشه ندارد.
تنگه هرمز؛ «تیزترین شمشیر» استراتژیک ایران
بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، در اظهارنظری مهم، توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز را یک مزیت استراتژیک تعیینکننده دانست. او صراحتاً اعلام کرد که امکان بسته نگه داشتن این آبراه حیاتی، «تیزترین شمشیری است که ایران دارد». به گفته وی، این قابلیت یک اهرم فشار قدرتمند است و به همین دلیل، مقابله با آن برای هر نیروی متخاصمی بسیار دشوار خواهد بود. این تحلیل، جایگاه ژئوپلیتیک تنگه هرمز را به عنوان یک نقطه کلیدی در معادلات امنیتی منطقه برجسته میکند.
جنگ با ایران؛ یک «فاجعه اقتصادی» برای جهان
وزیر دفاع آلمان، هرگونه درگیری نظامی مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران را یک سناریوی فاجعهبار برای اقتصاد جهانی توصیف کرد. او با تأکید بر پیامدهای ویرانگر چنین جنگی، خواستار برقراری آتشبس در سریعترین زمان ممکن شد. پیستوریوس هشدار داد که این جنگ برای تمام اقتصادهای جهان یک فاجعه تمامعیار خواهد بود و زنجیرههای تأمین انرژی و تجارت بینالمللی را با بحرانی جدی مواجه خواهد ساخت.
موضع مستقل برلین: ما این جنگ را آغاز نمیکردیم
پیستوریوس با اتخاذ موضعی مستقل، به روشنی اعلام کرد که آلمان نمیخواهد به چنین درگیری ویرانگری کشیده شود. او با اشاره به عدم هماهنگی قبلی، افزود: «از همان ابتدا، قبل از شروع جنگ با ما در این رابطه رایزنی نشد». وزیر دفاع آلمان با قاطعیت تأکید کرد که اگر نظر برلین مورد مشورت قرار میگرفت، این کشور هرگز چنین جنگی را آغاز نمیکرد. این موضعگیری نشاندهنده نگاه متفاوت آلمان به راهحلهای نظامی در منطقه است.
***
اظهارات وزیر دفاع آلمان، فراتر از یک تحلیل نظامی، یک هشدار اقتصادی صریح از سوی یکی از بزرگترین اقتصادهای صنعتی جهان است. توصیف تنگه هرمز به عنوان «سلاح مؤثر» و جنگ احتمالی به عنوان «فاجعه اقتصادی»، نشاندهنده نگرانی عمیق اروپا از اختلال در عرضه جهانی انرژی و بیثباتی بازارهای مالی است. این موضعگیری همچنین شکاف دیدگاه استراتژیک میان برلین و متحدانش یعنی واشنگتن و تلآویو را در قبال ایران به نمایش میگذارد. تأکید بر عدم مشورت با آلمان، نشان میدهد که اروپا به دنبال ایفای نقشی مستقل و مبتنی بر دیپلماسی برای جلوگیری از یک بحران اقتصادی فراگیر است که میتواند از یک درگیری نظامی در خلیج فارس نشأت بگیرد.