فرانک والتر اشتاینمایر، رئیس جمهور آلمان، جنگ علیه ایران را «اشتباهی فاجعهبار» و ناقض قوانین بینالمللی خواند. وی این رویکرد را عامل گسستی بیسابقه در روابط آلمان و آمریکا از زمان جنگ جهانی 2 توصیف کرد. اشتاینمایر تأکید کرد که آلمان باید از وابستگیهای بیش از حد به آمریکا، همانند تجربهای که در قبال روسیه آموخت، رهایی یابد.
تجاوز به ایران؛ نقض صریح قوانین بینالمللی
فرانک والتر اشتاینمایر، رئیس جمهور آلمان، موضعی قاطع اتخاذ کرد. او جنگ علیه ایران را «اشتباهی فاجعه بار» دانست و صراحتاً اعلام کرد که این اقدام، قوانین بینالمللی را نقض میکند. این اظهارات از سوی عالیترین مقام آلمان، نشانگر شکافی عمیق در دیدگاههای متحدان غربی نسبت به این درگیری است.
گسست بیسابقه در روابط برلین و واشنگتن
رئیس جمهور آلمان تأکید کرد که این رویکرد، روابط آلمان با بزرگترین متحد خود، یعنی آمریکا را دچار گسست کرده است. اشتاینمایر این شکاف را در روابط دو کشور از زمان پایان جنگ جهانی 2 بیسابقه توصیف نمود. او افزود که دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، گسستی در روابط خارجی آلمان ایجاد کرده که عمق آن با گسست ایجاد شده در روابط با روسیه پس از جنگ اوکراین، برابری میکند.
درس راهبردی: رهایی از وابستگیهای بیش از حد
به نوشته رویترز، نقش تشریفاتی ریاست جمهوری در آلمان به اشتاینمایر اجازه میدهد تا با آزادی عمل بیشتری نسبت به صدراعظم این کشور اظهار نظر کند. وی با استفاده از این موقعیت، یک درس راهبردی مهم را برای آینده کشورش مطرح ساخت. اشتاینمایر تأکید کرد که آلمان باید درسهایی را که از رهایی خود از «وابستگیهای بیش از حد» به روسیه آموخته است، در مورد روابط خود با ایالات متحده نیز به کار گیرد و مسیر استقلال بیشتری را بپیماید.
***
انتقاد صریح و بیسابقه رئیس جمهور آلمان از سیاستهای دولت ترامپ، یک سیگنال قدرتمند از وجود تَرَک در ائتلاف سنتی غرب است. این موضعگیری رسمی، بیثباتی ناشی از سیاستهای یکجانبهگرایانه را برجسته میکند و میتواند انتظارات بازارهای جهانی از ثبات سیاسی بینالمللی را به شکل محسوسی کاهش دهد. اشاره به گسستی به عمق روابط با روسیه، نشاندهنده احتمال بازنگری در ساختارهای تجاری و امنیتی اروپا است. مهمتر از همه، فراخوان برای «رهایی از وابستگی» به آمریکا، میتواند به عنوان یک دستورالعمل راهبردی برای کاهش وابستگی اقتصادی آلمان به دلار و بازارهای آمریکا تفسیر شود که در بلندمدت، استقلال سیاست خارجی برلین را تقویت خواهد کرد.