نشریه انگلیسی ایندیپندنت در تحلیلی نوشت که ایران با یک پاسخ استراتژیک و سنجیده به تهدیدات دولت ترامپ، محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرد. پس از تهدید آمریکا به نابودی زیرساختهای ایران، تهران با تهدید متقابل علیه تأسیسات حیاتی متحدان آمریکا در خلیج فارس، واشنگتن را وادار به یک «مکث» 5 روزه کرد. این نشریه این رویداد را نمونهای از چگونگی شکست دادن یک ابرقدرت از طریق نمایش ضعفهای آن ارزیابی میکند. این تنشها همچنین به افزایش قیمت جهانی نفت و گاز منجر شد و ریسک یک رکود جهانی را افزایش داد.
افشای محدودیتهای قدرت آمریکا
دونالد ترامپ با به تعویق انداختن تهدید خود مبنی بر نابودی زیرساختهای انرژی ایران، محدودیتهای واقعی قدرت آمریکا را به نمایش گذاشت. سام کیلی، سردبیر بخش امور جهانی ایندیپندنت، معتقد است این محدودیتها را دشمنان آمریکا درک میکنند، اما رئیس جمهور وقت آن را درک نمیکرد. ترامپ ادعا کرد که «مکث» 5 روزه در اجرای تهدیداتش، نتیجه مذاکرات سازنده با تهران بوده است؛ ادعایی که ایران آن را قویاً رد کرد و اعلام نمود هرگز چنین مذاکراتی صورت نگرفته است.
پاسخ سنجیده و استراتژیک تهران
رئیس جمهور آمریکا ناچار بود واکنش حسابشده تهران به تهدیداتش را به نحوی توجیه کند. ایران در اولین واکنش خود به وضوح اعلام کرد: «اگر زیرساختهای ما را هدف قرار دهید، ما تمام کارخانههای آبشیرینکنی را که متحدان شما در خلیج فارس را زنده نگه میدارند، منفجر خواهیم کرد.» تهران همچنین تهدید کرد که تنگه هرمز را تا زمان تعمیر کامل تأسیسات آسیبدیده خواهد بست و فشار بر اسرائیل را نیز افزایش خواهد داد. این پاسخ قاطع، معادلات را به طور کامل تغییر داد.
تغییر تاکتیک ایران برای حفظ موضع اخلاقی
به نوشته ایندیپندنت، پس از آنکه سازمان ملل متحد تخریب شبکههای آب را یک جنایت جنگی احتمالی دانست، به نظر میرسید تهران برای حفظ موضع برتر اخلاقی، تاکتیک خود را تغییر داد. ایران در بیانیهای جدید اعلام کرد که تمرکز خود را بر نیروگاههای تولید برق در خلیج فارس خواهد گذاشت. این نیروگاهها به طور مستقیم برق مورد نیاز برای تأسیسات آبشیرینکن را تأمین میکنند. رسانههای دولتی ایران اعلام کردند: «ما مصمم هستیم که به هر تهدیدی در همان سطحی که از نظر بازدارندگی ایجاد میکند، پاسخ دهیم… اگر شما به برق ضربه بزنید، ما نیز به برق ضربه میزنیم.»
پیامدهای «مکث» 5 روزه واشنگتن
این توقف 5 روزه در اقدامات نظامی آمریکا فرصتهای مهمی را برای طرفین درگیر ایجاد کرد. این مکث به کشورهای خلیج فارس اجازه داد تا برای تقویت دفاع هوایی رو به زوال خود تلاش کنند. از سوی دیگر، این وقفه، شبکه نظامی غیرمتمرکز ایران را از یک حمله احتمالی نجات داد. مهمتر از همه، این فرصت را به ترامپ داد تا درباره چگونگی خروج از باتلاقی که تهران برای او طراحی کرده بود، تأمل کند.
تأثیرات اقتصادی و ریسک رکود جهانی
نویسنده ایندیپندنت مینویسد حملات اسرائیل و آمریکا به ایران که در آن زمان وارد هفته چهارم خود شده بود، به طور مستقیم باعث افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی شد. این افزایش قیمت، تهدیدی جدی برای ایجاد یک رکود جهانی به شمار میرفت. دونالد ترامپ که با انتخابات میاندورهای در ماه نوامبر روبهرو بود، نمیتوانست از پس افزایش سرسامآور قیمت بنزین در پمپ بنزینهای آمریکا برآید. چرخه تهدیدات با بمباران میدان گازی پارس جنوبی توسط اسرائیل آغاز شد که ثروت خود را از همان مخازن تأمین میکند. با افزایش قیمت گاز، ترامپ از اسرائیل خواست تا این حملات را متوقف کند.
فراموشی درسهای تاریخ معاصر
ایالات متحده و اسرائیل معتقد بودند که با بمباران ایران میتوانند به هدف تغییر رژیم دست یابند. آنها درسهای مهم تاریخ معاصر را فراموش کرده بودند. این درس نشان میدهد که تهدید از سوی یک ابرقدرت بسیار مؤثرتر از اعمال واقعی آن قدرت است. محدودیتهای عملیات نظامی برای دستیابی به اهداف سیاسی، پیش از این در حمله به عراق در سال 2003 به رهبری آمریکا به شدت آشکار شده بود.
***
تحلیل نشریه ایندیپندنت به خوبی نشان میدهد که چگونه اهرمهای استراتژیک و تهدیدهای متقابل اقتصادی میتوانند قدرت نظامی یک ابرقدرت را محدود کنند. واکنش ایران با هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی (برق و آب) متحدان آمریکا، به طور مستقیم امنیت اقتصادی و ثبات منطقه را هدف گرفت. این اقدام ریسک سرمایهگذاری را بالا برد و به افزایش فوری قیمت جهانی انرژی منجر شد. این نوسانات شدید در بازار نفت و گاز، تهدید رکود جهانی را به یک نگرانی واقعی تبدیل کرد. در نهایت، این تحلیل نشان میدهد که آسیبپذیریهای اقتصادی داخلی، مانند افزایش قیمت سوخت پیش از انتخابات، میتواند به عنوان یک عامل بازدارنده قوی علیه تصمیمات نظامی تهاجمی عمل کند.