سرپرست معاونت طرح و توسعه شرکت فولاد هرمزگان، استراتژی جدید این بنگاه اقتصادی را تشریح کرد. تمرکز اصلی طرحهای توسعهای بر تکمیل زنجیره ارزش از معدن تا محصول نهایی و عبور از خامفروشی است. این رویکرد با هدفگذاری افق ۱۴۰۵، خودکفایی در تأمین آهن اسفنجی و تولید ورق نورد گرم را تضمین میکند. کاهش ریسک تأمین مواد اولیه و ارتقای شاخصهای سودآوری، محورهای اصلی این تحول ساختاری هستند.
تغییر بنیادین در معماری توسعه و تولید
آیدین اسعدی، سرپرست معاونت طرح و توسعه فولاد هرمزگان، رویکرد نوین این شرکت را تبیین کرد. مدیران ارشد این مجموعه صنعتی، مفهوم توسعه را بازتعریف کردهاند. توسعه در نگاه جدید صرفاً به معنای افزایش حجم تولید در خطوط فعلی نیست. هدف اصلی، طراحی مجدد و تکمیل ساختار زنجیره ارزش از ابتداییترین حلقه یعنی سنگآهن تا نهاییترین محصول مانند ورق نورد گرم است. این استراتژی هوشمندانه، شرکت را از تولید مقطعی و وابستگیهای پرخطر نجات میدهد. اجرای دقیق این طرحها، نیاز شرکت به خرید آهن اسفنجی، کنسانتره و گندله از بازار آزاد را به حداقل میرساند. قطع وابستگی به منابع بیرونی، ثبات تولید را در برابر نوسانات بازار تضمین میکند.
الگوی موفق مدیریت هزینه و سودآوری
کاهش وابستگی به بازار مواد اولیه، تأثیر مستقیمی بر صورتهای مالی شرکت خواهد داشت. این اقدام ریسکهای مرتبط با تأمین پایدار مواد ورودی را خنثی میکند. مدیران فولاد هرمزگان با این روش، کنترل دقیقتری بر هزینه تمامشده محصولات خواهند داشت. نتیجه نهایی این فرآیند، بهبود چشمگیر حاشیه سود و شاخصهای مالی شرکت است. این نگاه زنجیرهمحور پیشتر در شرکتهای پیشرو مانند فولاد مبارکه آزموده شده و نتایج درخشانی داشته است. اکنون فولاد هرمزگان با الگوبرداری از این تجربیات موفق، مسیر توسعهای پایدار و اقتصادی را با قدرت دنبال میکند.
شاخصهای کلیدی عملکرد در افق ۱۴۰۶
برنامهریزیهای کلان شرکت بر اساس اهداف تعیینشده برای سالهای ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۶ تدوین شده است. معاونت طرح و توسعه، شاخصهای عملیاتی دقیقی را برای سنجش موفقیت پیشنهاد کرده است. یکی از حیاتیترین معیارها، نسبت تولید داخلی آهن اسفنجی به مصرف واحد فولادسازی است. این عدد میزان واقعی خودکفایی در بخش مواد اولیه را نمایش میدهد. شاخص حیاتی دیگر، سهم فروش محصولات با ارزشافزوده بالا و صادراتی نسبت به کل درآمد شرکت است. این نسبت نشاندهنده موفقیت شرکت در تکمیل زنجیره و خلق ثروت بیشتر است. همچنین شاخص مصرف انرژی بر اساس مگاژول یا مترمکعب گاز به ازای هر تن تولید، برای پایش بهرهوری انرژی بهدقت رصد میشود.
معیارهای استراتژیک اولویتبندی پروژهها
مدیریت ارشد شرکت برای تخصیص منابع به پروژهها، فیلترهای سختگیرانهای اعمال میکند. پروژههایی که حلقههای مفقوده زنجیره ارزش را تکمیل میکنند در صدر اولویتها قرار دارند. اتصال واحدهای احیا مستقیم به فولادسازی و نورد، نمونه بارز این پروژههاست. گروه دوم اولویتها شامل طرحهایی است که ریسک عملیاتی و توقف تولید را کاهش میدهند. احداث نیروگاههای اختصاصی، تأسیسات گاز صنعتی و مدولهای جدید احیا مستقیم در این دسته قرار میگیرند. معیار سوم، کاهش هزینههای لجستیک و حذف واسطههاست. برای نمونه، احداث واحد نورد گرم در سایت اصلی، هزینه سنگین حمل تختال به مقاصد دوردست را حذف میکند. نزدیکی به اسکلههای تجاری هرمزگان نیز مزیت اقتصادی پروژهها را دوچندان میکند.
رویکرد مالی و ملاحظات زیستمحیطی
توجیه اقتصادی پروژهها بر اساس نرخ بازگشت سرمایه و قابلیت تأمین مالی سنجیده میشود. استفاده از منابع داخلی، تسهیلات بانکی و ابزارهای بازار سرمایه در دستور کار قرار دارد. اما سودآوری تنها ملاک تصمیمگیری نیست. همسویی با استانداردهای جهانی و چشمانداز “فولاد سبز” اهمیتی حیاتی دارد. استفاده از فناوریهای نوین مانند تزریق هیدروژن در فرآیند احیا، جایگاه ویژهای در طرحهای توسعه دارد. همچنین پروژهها باید بهصورت یک سبد مکمل تعریف شوند تا همافزایی لازم را ایجاد کنند. جلوگیری از اجرای پروژههای پراکنده و جزیرهای، خط قرمز مدیریت توسعه است.
ساختار یکپارچه نظارت و تضمین عملیات
شرکت برای جلوگیری از ناهماهنگی بین بخشها، سازوکار ویژهای طراحی کرده است. “کمیته راهبری پروژههای بینبخشی” با حضور نمایندگان تمام معاونتها تشکیل شده است. این کمیته وظیفه دارد طرحها را بر اساس واقعیتهای میدان تولید بررسی کند. پیش از شروع فاز طراحی، تمام نیازمندیهای فنی، انسانی و زیرساختی شفافسازی میشود. ظرفیت، راندمان، نیازهای نرمافزاری و سیستمهای اسکادا بهدقت تعریف میشوند. همزمان با عملیات عمرانی، فرآیند جذب و آموزش نیروی انسانی متخصص نیز آغاز میشود. این همزمانی باعث میشود در لحظه راهاندازی، تیم فنی کاملاً بر تجهیزات و فناوریهای جدید مسلط باشد.
فرآیند دقیق تحویل و بهرهبرداری
چرخه عمر پروژهها در فولاد هرمزگان با نصب تجهیزات پایان نمییابد. مراحل راهاندازی آزمایشی و تنظیمات دقیق فنی با وسواس زیاد انجام میشود. پروژه تنها زمانی به واحد بهرهبردار تحویل میشود که تمام تستهای عملکردی را پاس کرده باشد. در این مرحله، دستورالعملهای استاندارد عملیاتی (SOP) تدوین و مستندات فنی منتقل میشود. قراردادهای نگهداری اولیه و آموزشهای تکمیلی نیز بخشی از بسته تحویل پروژه است. در نهایت، زیرساختهای پایش دیجیتال و کنترل کیفیت فعال میشوند. این سیستمها امکان مدیریت لحظهای انرژی و تولید را فراهم میکنند و پایداری عملیات را در بلندمدت تضمین مینمایند.
***
رویکرد جدید شرکت فولاد هرمزگان نشاندهنده یک بلوغ استراتژیک در مدیریت صنعتی است. گذار از “تولیدکننده تختال” به “تولیدکننده محصولات نهایی نورد”، حاشیه امن سودآوری شرکت را در برابر نوسانات قیمتهای جهانی فولاد افزایش میدهد. تمرکز بر تکمیل زنجیره تأمین در داخل سایت (از آهن اسفنجی تا محصول نهایی)، وابستگیهای لجستیکی و ریسکهای بازرگانی را بهشدت کاهش میدهد. همچنین، توجه همزمان به “فولاد سبز” و زیرساختهای انرژی، آیندهنگری مدیران این مجموعه را برای مواجهه با چالشهای انرژی و مقررات زیستمحیطی آینده اثبات میکند. این استراتژی در نهایت منجر به افزایش ارزش سهام و پایداری درآمد برای ذینفعان خواهد شد.