طرح ملی «اتصال» با راهبری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مشارکت استراتژیک بانک توسعه تعاون، فرآیند یکپارچهسازی کسبوکارهای خرد با صنایع بالادستی را هدف قرار داده است. این مدل اقتصادی با تمرکز بر گذار از تولید پراکنده به ساختارهای سازمانیافته، سعی در تکمیل حلقههای مفقوده زنجیره ارزش از تأمین تا فروش دارد. بانک توسعه تعاون در این چارچوب، با جایگزینی تأمین مالی زنجیرهای بهجای تسهیلاتدهی سنتی، ریسک فعالیت تولیدکنندگان محلی را در استانهای هدف کاهش میدهد.
گذار از تولید پراکنده به مدلهای سازمانیافته اقتصادی
طرح «اتصال» بهعنوان یکی از جدیدترین راهبردهای سیاستگذاری در اکوسیستم تعاون و اشتغال کشور، مأموریت دارد تا پارادایم حاکم بر تولید را تغییر دهد. تمرکز این طرح بر عبور از شیوههای تولید سنتی، جزیرهای و کمبازده است که سالها گریبانگیر اقتصادهای محلی بوده است. متولیان این طرح در وزارت تعاون و بانک توسعه تعاون، مسیر حرکت را به سمت استقرار تولید سازمانیافته، ارزشآفرین و دارای توجیه اقتصادی پایدار ترسیم کردهاند. این ابتکار عمل تلاش میکند تا با ایجاد پیوند ارگانیک میان حلقههای گسسته تولید، سهم نهایی تولیدکنندگان خرد را از سود واقعی بازار افزایش دهد.
راهبرد توانمندسازی مناطق محروم و مقابله با خامفروشی
فلسفه وجودی و هدف غایی طرح اتصال، توانمندسازی اقتصادی در لایههای زیرین اقتصاد و کاهش نابرابریهای منطقهای تعریف میشود. طراحان این مدل اقتصادی، ادغام کسبوکارهای کوچک در دل زنجیرههای ارزش بزرگ را بهعنوان راهکاری برای توزیع عادلانه ثروت در نظر گرفتهاند. این طرح در مناطق کمتر برخوردار، مأموریت دارد تا با ایجاد سدهای مستحکم در برابر خامفروشی محصولات بومی، نرخ بهرهوری منابع را ارتقا دهد. ایجاد اشتغال پایدار و معکوسکردن جریان مهاجرت نیروی کار از شهرستانها به کلانشهرها، از دیگر پیامدهای مثبت اجرای دقیق این استراتژی محسوب میشود.
عملیاتیسازی طرح در قطبهای کشاورزی و نواحی مستعد
بخش کشاورزی بهعنوان یکی از کانونهای اصلی اجرای طرح اتصال، شاهد تغییرات بنیادین در الگوی کشت و فرآیندهای تولید خواهد بود. این طرح بر جایگزینی هوشمندانه محصولات کمآببر و توسعه مکانیزمهای کشت قراردادی تمرکز ویژهای دارد. استان سیستان و بلوچستان و شهرستانهای استراتژیکی نظیر دلگان و قصرقند، اکنون بهعنوان پیشگامان اجرای این الگو شناخته میشوند. کارشناسان در این مناطق، ظرفیتهای بومی نظیر تولید حنا، خرما، انبه و گیاهان دارویی را شناسایی کرده و فرآیند اتصال آنها به صنایع تبدیلی را آغاز کردهاند.
شبکهسازی ذینفعان؛ از مزرعه تا بازارهای صادراتی
دامنه مخاطبان طرح اتصال طیف وسیعی از فعالان اقتصادی را در بر میگیرد که پیشازاین بهصورت غیرمنسجم فعالیت میکردند. کشاورزان خرد، تولیدکنندگان بخش خانگی، کارگاههای کوچک مقیاس و تعاونیهای محلی در کانون توجه این طرح قرار دارند. این گروهها در مدل سنتی، فاقد دسترسی مؤثر به بازارهای فروش مطمئن و صنایع تبدیلی مدرن بودند. اکنون صنایع بالادستی قدرتمند، واحدهای بستهبندی پیشرفته و شرکتهای صادراتی بهعنوان حلقههای مکمل به این زنجیره افزوده میشوند تا چرخه حیات محصول کامل شود.
نقش کلیدی بانک توسعه تعاون در تأمین مالی زنجیرهای
سازوکار اجرایی طرح اتصال بر پایه تجمیع بهرهبرداران در قالب تعاونیهای تخصصی و نهادهای توسعهای استوار شده است. در این معماری نوین، بانک توسعه تعاون نقش محوری «حلقه مالی زنجیره» را ایفا میکند و از مدلهای سنتی پرداخت وام فاصله میگیرد. این بانک جریان اعتباری را دقیقاً در مسیر قراردادهای شفاف مانند کشت قراردادی و خرید تضمینی هدایت میکند. این رویکرد هوشمندانه، ضمن به حداقل رساندن انحراف منابع بانکی، امنیت درآمدی تولیدکنندگان خرد را در برابر نوسانات بازار تضمین میکند.
گسترش جغرافیایی طرح از پایلوت به مقیاس ملی
اجرای آزمایشی این طرح ملی هماکنون در استانهای متعددی از جمله همدان، زنجان، لرستان، اصفهان و سیستان و بلوچستان کلید خورده است. دایره شمول این طرح حوزههای متنوعی همچون صنعت پوشاک، نساجی، کشاورزی مدرن و صنایع تکمیلی را پوشش میدهد. سیاستگذاران با تکیه بر نتایج مثبت مراحل آزمایشی و جلب مشارکت دستگاههایی مانند جهاد کشاورزی، در پی تعمیم این الگو به سراسر کشور هستند. هدف نهایی، استقرار یک چارچوب نهادی پایدار است که تابآوری اقتصادی مناطق مختلف ایران را بهصورت متوازن ارتقا دهد.
***
طرح «اتصال» نشاندهنده یک بلوغ استراتژیک در نظام تأمین مالی و سیاستگذاری بخش تعاون کشور است که از رویکردهای حمایتی صرف به سمت رویکردهای «توسعه بازار» تغییر جهت داده است. ورود بانک توسعه تعاون به حوزه «تأمین مالی زنجیره ارزش» (Value Chain Finance)، کارایی تخصیص منابع را بهشدت افزایش میدهد و ریسک نکول تسهیلات را برای شبکه بانکی پایین میآورد. ادغام تولیدکنندگان خرد در زنجیرههای صنعتی بزرگ، نهتنها هزینه تمامشده محصولات را کاهش میدهد، بلکه قدرت چانهزنی تعاونیهای محلی را در بازارهای ملی تقویت میکند. موفقیت این طرح در بلندمدت، میتواند وابستگی اقتصادهای محلی به بودجههای دولتی را قطع کرده و آنها را به سمت خودگردانی مالی سوق دهد.