معاون اول رئیسجمهور بر ضرورت تدوین برنامههای راهبردی و علمی برای تحقق مهاجرت معکوس از شهرها به روستاها تأکید کرد. ایشان با آسیبشناسی برنامههای محرومیتزدایی ادوار گذشته، خواستار توقف تصدیگری دولتی و واگذاری امور به مردم شد. به گفته وی، با وجود تلاشهای گسترده پس از انقلاب، موازیکاری و فقدان راهبرد درست مانع از ریشهکنی کامل محرومیت شده است که این روند نیازمند اصلاح ساختاری با تکیه بر فناوریهای نوین و کشف استعدادهای مناطق کمبرخوردار است.
ضرورت تغییر ریل از تصدیگری دولتی به سیاستگذاری کلان
تصدیگری مفرط ارگانهای دولتی یکی از عوامل اصلی پایداری محرومیت در مناطق روستایی کشور ارزیابی شده است. مسئولان حوزه محرومیتزدایی باید به جای نقشآفرینی به عنوان مجری پروژهها، جایگاه خود را به سطح سیاستگذاری و نظارت عالیه ارتقا دهند. واگذاری حداکثری امور اجرایی به خود مردم و ساکنان محلی، کلید اصلی موفقیت در توسعه پایدار روستایی است؛ چرا که زیرساختهای خدماتی مانند آب، برق و گاز وظیفه ذاتی حاکمیت بوده و نباید به عنوان منت بر جامعه روستایی تحمیل شود.
آسیبشناسی چهار دهه موازیکاری در فرآیند محرومیتزدایی
تداوم فعالیت نهادهای حمایتی موازی نشاندهنده نقص در استراتژیهای گذشته و عدم تحقق کامل اهداف اولیه انقلاب اسلامی در این حوزه است. با وجود اقدامات ارزشمند نهادهایی چون جهاد سازندگی از ابتدای انقلاب، ساختار فعلی به دلیل برنامهریزیهای نادرست و موازیکاری ساختاری نتوانسته است به بازدهی مطلوب برسد. استمرار وجود مناطق محروم فراوان در کشور، گواهی بر ضرورت بازنگری عمیق در عملکرد ادوار گذشته و حرکت به سمت برنامههای راهبردی یکپارچه است.
کشف استعدادهای روستایی از طریق توسعه فناوری و دانش نوین
رونقبخشی به کسبوکارهای روستایی و ایجاد جاذبه برای مهاجرت معکوس، مستلزم ورود دانش و فناوریهای روز به اقتصاد روستا است. بهرهگیری از ظرفیتهای علمی میتواند الگوهای معیشتی را در مناطق محروم دگرگون کند. در این راستا، شناسایی نخبگان و کشف استعدادهای نهفته در روستاهای سراسر کشور از طریق بازگشت به ماموریتهای اصلی بنیاد ملی نخبگان، میتواند بستر مناسبی را برای پرورش مدیران برجسته آینده از دل همین مناطق کمبرخوردار فراهم سازد.
***
تغییر رویکرد دولت از اقدامات پروژه-محور به سمت تدوین راهبردهای علمی برای مهاجرت معکوس، گامی هوشمندانه در جهت تعادلبخشی به اقتصاد کلان و کاهش هزینههای حاشیهنشینی در کلانشهرهاست. واگذاری امور به مردم و حرکت نهادهای دولتی به سمت نظارت، بوروکراسی مخرب را کاهش داده و نرخ بهرهوری سرمایهگذاری در روستاها را ارتقا میدهد. پایداری اقتصادی روستاها دیگر با روشهای سنتی تأمین توزیع آب و گاز میسر نیست؛ بلکه تزریق فناوریهای نوین به مشاغل روستایی و تجاریسازی دستاوردهای آنها، تنها مسیر تضمینکننده رونق معیشت و ثبات جمعیت در این مناطق کلیدی تولیدی کشور خواهد بود.