حجتالاسلام والمسلمین ابوترابیفرد، خطیب جمعه تهران، در تحلیلی جامع از مناسبات جدید قدرت در سطح بینالملل، بر توقف کامل ماشین جنگی آمریکا در ایستگاه مقتدر ایران تاکید کرد. وی با تبیین دقیق توازن قوای فعلی، خاطرنشان ساخت که ترکیبی از قدرت فکری، اعتقادی و سیاسی در کنار دستاوردهای خیرهکننده نظامی، سدی نفوذناپذیر در برابر زیادهخواهیهای استکبار جهانی ایجاد کرده است. این تحول راهبردی نه تنها امنیت ملی ایران را تثبیت نموده، بلکه به عنوان یک الگوی الهامبخش، موازنه قدرت را در کل منطقه خاورمیانه و فراتر از آن به نفع محور مقاومت تغییر داده است.
ضرورت حرکت در مرزهای دانش دفاعی بر پایه آموزههای وحیانی
امنیت پایدار و اقتدار آفرین، پیشنیاز قطعی برای هرگونه رشد و پیشرفت در جامعه اسلامی است. بر اساس تبیین زیبایی که در قرآن کریم از جایگاه دفاعی مسلمانان ارائه شده، ضرورت دارد که جامعه اسلامی همواره در لبههای دانش سیاسی، نظامی و دفاعی حرکت کند. این دکترین قرآنی تاکید دارد که هیچگونه درنگ یا ایستایی در مسیر تقویت بنیه دفاعی مجاز نیست. نیروهای مسلح و مردم در هر سطحی از توانمندی که باشند، باید با نگاهی تحولی به سمت نقاط برتر و قلههای تکنولوژیک حرکت کنند تا آمادگی رزمی کشور همواره در بالاترین سطح ممکن حفظ شود.
تمرکز بر قدرت بازدارندگی در حوزههای سهگانه رزم
تاکیدات صریح بر تقویت قدرت نظامی در تمامی بخشها شامل نیروهای زمینی، هوایی و دریایی، صرفاً با هدف صلحطلبی مقتدرانه و ایجاد بازدارندگی فعال است. این قدرت به دشمنان تفهیم میکند که هرگونه ماجراجویی با پاسخی ویرانگر مواجه خواهد شد. ایران اسلامی با درک این ضرورت، توانسته است تجهیزات و تاکتیکهای خود را به گونهای ساماندهی کند که در هر سه حوزه رزم، دست برتر را در اختیار داشته باشد. این آمادگی همهجانبه، قلب تپنده استراتژی دفاعی کشور برای صیانت از تمامیت ارضی و آرمانهای انقلاب محسوب میشود.
چهار دهه مدیریت راهبردی و شکلگیری اریکه قدرت مقاومت
دستاورد اقتدار امروز، حاصل چهل سال مدیریت هوشمندانه و بهرهگیری از تمام ظرفیتهای مدیریتی برای توانمندسازی امت اسلامی و ملتهای منطقه است. از ابتدای پیروزی انقلاب و برافراشته شدن پرچم جمهوری اسلامی در سرزمین ایران، زیرساختهای این حاکمیت با رای مردم در ۱۲ فروردین مستحکم شد. در طول این چهار دهه، با هدایتهای دقیق، محور مقاومت به چنان جایگاهی دست یافته است که حماسههای بزرگی را در میدانهای نبرد و صحنههای اجتماعی خلق میکند. این انرژی عظیم و جهتگیریهای دقیق، ریشه در ارادهای پولادین دارد که لرزه بر اندام نظام سلطه انداخته است.
شکست فرمولهای پیچیده اندیشکدههای نظامی واشینگتن
برای نخستین بار در تاریخ معاصر، معادلات نظامی و فرمولهای طراحی شده در اتاقهای فکر آمریکا علیه یک کشور مستقل به بنبست کامل رسیده است. جنگهای تحمیلی و فشارهای همهجانبه که با هدف تضعیف ایران طراحی شده بودند، در عمل باعث شدند ایران به عنوان یکی از قدرتهای برتر و نوظهور جهان شناخته شود. این ظهور قدرت جدید، توازن سنتی جهانی را برهم زده و نشان داد که دیگر هیچ قدرتی نمیتواند با تکیه بر الگوهای قدیمی، اراده خود را بر ملت ایران تحمیل کند. این بنبست راهبردی، نقطه عطفی در تاریخ تقابلهای بینالمللی است.
رونمایی از ایران مقتدر در عملیات غرورآفرین وعده صادق ۴
یکی از نقاط عطف تاریخ پس از جنگ جهانی دوم، وقوع جنگ رمضان و عملیات مقتدرانه «وعده صادق ۴» است که به طور رسمی از ایران به عنوان یک قدرت بینالمللی رونمایی کرد. این عملیات نشان داد که ایران نه تنها توان دفاع از خود را دارد، بلکه میتواند در معادلات جهانی نیز نقش تعیینکننده ایفا کند. سوال بزرگی که امروز برای دولتها و ملتهای جهان مطرح شده، چرایی تهاجمات مکرر و بدون قاعده حقوقی آمریکا به ایران است؛ تهاجماتی که هر بار با پاسخی محکمتر مواجه شده و تنها به انزوای بیشتر متجاوز منجر شده است.
سوءاستفاده از قدرت نظامی برای توسعه اهداف نامشروع استکبار
اندیشمندان خودِ آمریکا نیز معترفند که هژمونی کنونی این کشور بر پایه خودبینی، استکبار و سلطهگری بنا شده است. واقعیت قدرتطلبی آمریکا در جهان، ریشه در میل به نمایش ویرانگری دارد تا از این طریق مانع از تغییر وضع موجود توسط قدرتهای منطقهای شود. پیام صریح واشینگتن به کشورهای اروپا و خاورمیانه این است که هیچ کشوری نباید به فکر استقلال از سیاستهای دیکته شده آنها باشد. در این مسیر، آمریکا از تمام ابزارهای خود اعم از انزوای دیپلماتیک، تحریمهای ظالمانه، جنگهای ترکیبی و حملات نظامی ویرانگر بهره میبرد تا اراده ملتها را در هم بشکند.
توقف غول استکبار در مرزهای آبی و بنبست ناوگان دریایی
ایران اسلامی با چهار دهه ایستادگی، موفق شد غول آمریکایی را در خاورمیانه و به ویژه در مرزهای آبی خود متوقف کند. این ایستادگی فرصتی استثنایی برای حضور یک قدرت جدید و مستقل در منطقه ایجاد کرده است. در میدان نبرد، بزرگترین نماد قدرت دریایی آمریکا یعنی ناو هواپیمابر «جرالد فورد» هدف موشکهای دقیق سپاه و ارتش قرار گرفت و ۳۰ ساعت در آتش سوخت؛ اتفاقی که این ناو را تا یک سال از چرخه عملیاتی خارج کرد. همچنین ناو «آبراهام لینکلن» برای فرار از ضربات مهلک، مدام در حال تغییر موقعیت است تا از تیررس توانمندیهای موشکی ایران در امان بماند.
اعتراف نخبگان سیاسی غرب به تولد قطب جدید قدرت جهانی
تحلیلگران برجستهای همچون رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، به صراحت اعلام کردهاند که جهان امروز شاهد تولد قدرت جدیدی به نام ایران است که در کنار آمریکا، روسیه و چین قرار میگیرد. وی با هشدار به دولتمردان آمریکایی، تاکید دارد که جنگ علیه ایران هرگز نباید رخ میداد، زیرا نتایج آن برای ایالات متحده به مراتب بدتر و سنگینتر از شکست در جنگ ویتنام است. این واقعیت که ایران به مرکز قدرت جدید جهانی تبدیل شده، موضوعی است که نظام بینالملل باید با آن زندگی کند و آن را به رسمیت بشناسد.
شکست سهگانه آمریکا در میدان نبرد، سیاست و حمایت مردمی
ایالات متحده در تقابل فعلی، در هر سه جبهه کلیدی شکست خورده است. در میدان نبرد، ۳۰ پایگاه این کشور در منطقه زیر ضربات سنگین و مداوم موشکی و پهپادی قرار دارند. در میدان سیاست، استراتژیهای آنها با شعار پیروزی اما در مسیر شکست حرکت میکند. در جبهه سوم یعنی «خیابان»، نه تنها در ایران شاهد حضور حماسی زنان، مردان و کودکان در حمایت از اقتدار نیروهای مسلح هستیم، بلکه در خودِ شهرهای آمریکا نیز مردم علیه سیاستهای تجاوزطلبانه حاکمانشان به پا خواستهاند. این شکست همهجانبه نشاندهنده افول قطعی قدرت استکبار است.
نقش تعیینکننده میدان نبرد در ترسیم آینده منطقه
سرنوشت آینده خاورمیانه را میدان نبرد تعیین میکند و در این میان، مسئله اصلی دشمنان نه فقط ایران، بلکه کل محور مقاومت است. ایران با اقتدار دست تمامی کشورهای آسیا و آفریقا را برای جلوگیری از تحقیر توسط آمریکا میفشارد. برای ایجاد راهکارهای پایدار در آبراههای حساس مانند تنگه هرمز، همه کشورها باید در کنار ایران مقتدر و پیروز بایستند. این همکاریهای منطقهای و بینالمللی، تنها راه پایان دادن به سلطهگریهای غیرقانونی و ایجاد نظمی عادلانه بر پایه احترام به حاکمیت ملی کشورهاست.
***
از منظر تحلیلگری اقتصادی، ظهور ایران به عنوان قدرت برتر منطقه، پایان دوران «اقتصاد تحت سلطه» در غرب آسیا را نوید میدهد. توقف ماشین جنگی آمریکا و فلج شدن ناوگان دریایی آنها، ریسکهای تحمیلی بر شریانهای انتقال انرژی را بازتعریف کرده و امنیت بومی را جایگزین امنیت عاریهای کرده است. بنبست معادلات نظامی واشینگتن به معنای شکست ابزار «جنگ ترکیبی» است که همواره به عنوان پشتوانه تحریمهای اقتصادی استفاده میشد. با تثبیت قدرت بازدارندگی، ایران اکنون میتواند از موضع قدرت در بازارهای جهانی انرژی حضور یابد و مسیرهای ترانزیتی استراتژیک را مدیریت کند. این اقتدار میدانی، زیربنای لازم برای جذب سرمایهگذاریهای خارجی پایدار و ایجاد قطبهای اقتصادی جدید در آسیا را فراهم میآورد که در نهایت منجر به بیاثر شدن فشارهای مالی بینالمللی و تقویت پول ملی در بلندمدت خواهد شد.