دونالد ترامپ در یک بازی روانی حسابشده با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد تفرقه در تهران، سناریویی کاملاً ساختگی را مطرح کرد. او با توصیف رئیسجمهور جدید ایران به عنوان فردی «بسیار باهوش»، مدعی شد که درخواستی برای آتشبس از سوی ایران دریافت کرده است. ترامپ بلافاصله برای این ادعای واهی شرط تعیین کرد و بررسی آن را به تضمین امنیت کامل تنگه هرمز گره زد. این ترفند رسانهای در حالی مطرح شد که او همزمان بر ادامه حملات آمریکا تأکید کرد تا ماهیت واقعی راهبرد فشار خود را نمایان سازد.
کلید زدن یک بازی روانی برای فریب افکار عمومی
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در تازهترین اقدام خود که افکار عمومی را هدف گرفته است، یک سناریوی غیرواقعی را کلید زد. او در شبکه اجتماعی تروث سوشال، با بهکارگیری ادبیاتی حسابشده برای جلب توجه رسانهها نوشت: «رئیسجمهور جدید حکومت ایران که بسیار کمتر رادیکال و بسیار باهوشتر از پیشینیانش است، بهتازگی از ایالات متحده آمریکا درخواست آتشبس کرده است». این عبارت که به صورت عمومی منتشر شد، گام نخست در یک بازی روانی بود که همزمان با تلاش برای القای اختلاف در حاکمیت ایران، به دنبال شکلدهی به روایتهای بینالمللی است.
شرطگذاری بر سر هرمز برای یک ادعای واهی
مرحله دوم این بازی روانی، تعیین یک پیششرط عمومی برای ادعایی بود که هرگز وجود خارجی نداشت. ترامپ در ادامه پیام خود افزود که آمریکا درخواست ادعایی ایران را تنها زمانی مورد بررسی قرار خواهد داد که تنگه هرمز «باز، آزاد و امن» باشد. او با این ترفند، یک درخواست ساختگی را ابداع کرد تا بتواند به صورت علنی برای آن شرطگذاری کند و توجه افکار عمومی جهان را به یکی از مهمترین شاهراههای انرژی جلب نماید.
چهره واقعی سیاست: تهدید به ادامه حملات
ترامپ برای تکمیل پازل فشار خود و ارسال پیامهای متناقض، چهره واقعی سیاست کاخ سفید را در انتهای پیام خود آشکار ساخت. او با صراحت تأکید کرد که تا زمان برآورده شدن شرط تعیین شده برای تنگه هرمز، رویکرد تقابلی آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. وی مشخصاً اعلام نمود که تا آن زمان، ایالات متحده به حملات خود علیه جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد. این تهدید مستقیم، تناقض آشکار میان ادعای صلحجویی و عمل به سیاست فشار حداکثری را به وضوح نشان میدهد.
***
این بازی روانی که در وهله اول افکار عمومی را هدف قرار داده، پیامدهای مستقیم اقتصادی به همراه دارد. دونالد ترامپ با ابداع یک «درخواست ساختگی» و مرتبط کردن آن به امنیت تنگه هرمز، عامدانه در حال تزریق نااطمینانی به بازارهای جهانی انرژی است. چنین اظهاراتی، حتی اگر کاملاً بیاساس باشند، میتوانند ریسک ژئوپلیتیک منطقه را در نگاه سرمایهگذاران بالا برده، هزینه بیمه کشتیرانی را افزایش دهند و موجب نوسانات کوتاهمدت در قیمت نفت خام شوند. در واقع، ترامپ از اهرم «امنیت انرژی» به عنوان ابزاری برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی و فشار بر اقتصادهای وابسته به انرژی استفاده میکند.