محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در واکنشی به توییتی کنایهآمیز از وزیر دفاع پاکستان، به استراتژی جنگی آمریکا طعنه زد. خواجه عاصف، وزیر دفاع پاکستان، هدف آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز را به سخره گرفته بود، زیرا این تنگه پیش از جنگ نیز باز بوده است. قالیباف با استقبال از این دیدگاه، در حساب شخصی خود نوشت که آمریکاییها در حال انجام یک بازی “شطرنج 6 بعدی” هستند، و به این ترتیب پیچیدگی و منطق ادعایی استراتژی آنها را زیر سؤال برد.
کنایه وزیر دفاع پاکستان به استراتژی آمریکا
ماجرا با یک توییت کنایهآمیز از سوی خواجه عاصف، وزیر دفاع کشور پاکستان، آغاز شد. او با اشاره به اهداف اعلامی ایالات متحده در منازعات منطقهای، استراتژی جنگی این کشور را به شکل هوشمندانهای به نقد کشید. وزیر دفاع پاکستان در پیام خود نوشت: «به نظر میرسد هدف این جنگ به باز کردن تنگهٔ هرمز تغییر کرده است، در حالی که تنگه هرمز قبل از جنگ باز بود!» این جمله کوتاه به همراه ایموجی تشویق، به طور مستقیم منطق اعلامی حضور نظامی آمریکا در منطقه را بیمعنا و متناقض جلوه میداد.
پاسخ هوشمندانه قالیباف با کلیدواژه «شطرنج 6 بعدی»
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، به سرعت به این کنایه وزیر پاکستانی واکنش نشان داد و از آن استقبال کرد. وی در حساب کاربری شخصی خود، با بازنشر یا اشاره به مفهوم توییت خواجه عاصف، جمله کوتاه اما پرمغزی را به اشتراک گذاشت. قالیباف نوشت: «آنها دارند شطرنج 6 بعدی بازی میکنند.» این عبارت در ادبیات سیاسی و شبکههای اجتماعی معمولاً برای تمسخر اقداماتی به کار میرود که در ظاهر پیچیده و هوشمندانه به نظر میرسند اما در واقع فاقد منطق و کارایی هستند. این پاسخ در واقع عمق کنایه وزیر دفاع پاکستان را بیشتر کرده و پوچ بودن استراتژی آمریکا را برجستهتر ساخت.
***
این تبادل نظر توییتری میان مقامات ارشد ایران و پاکستان، نمونهای از دیپلماسی عمومی و جنگ روایتها در سطح بینالمللی است. از منظر اقتصادی و ژئوپلیتیک، امنیت تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین شاهراههای انرژی جهان، همواره یک اهرم فشار و ابزار توجیه حضور نظامی قدرتهای بزرگ بوده است. زیر سؤال بردن منطق آمریکا برای “باز نگه داشتن” این آبراه، به طور مستقیم اعتبار و ضرورت حضور نظامی ایالات متحده را تضعیف میکند. این اقدام هماهنگ کلامی، تلاش دارد تا هزینههای اعتباری و سیاسی آمریکا را افزایش داده و نشان دهد که سیاستهای واشنگتن حتی برای متحدان منطقهای آن نیز قابل پذیرش یا منطقی نیست. به عبارت دیگر، این یک استراتژی برای بیاعتبارسازی بنیانهای اقتصادی و امنیتی است که آمریکا بر اساس آن، حضور خود در منطقه خلیج فارس را توجیه میکند.